قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٢٥ - كاربردشناسى حيا در قرآن
در جاى ديگر، خداوند به اصحاب پيامبر (ص) حكم مىفرمايد: «چون به خانه پيامبر فرا خوانده شديد، زودتر از زمان متداول نرويد و بعد از خوردن غذا متفرق شويد و در حضور رسول خدا (ص) به سرگرمى و گفتگو روى نياوريد؛ زيرا اين امور، پيامبر (ص) را آزار مىدهد ولى او از روى شرم و حيا سخنى نمىگويد. و خداوند از اين كه حقيقتى را برايتان بيان كند شرمى ندارد». خُلق و خوى نرم پيامبر (ص) باعث شده بود كه گاهى مسلمانان براى پرسش از آن حضرت به خانه ايشان مىآمدند ولى پس از گرفتن پاسخ خود، نمىرفتند و در حضور ايشان با يكديگر گفتگو مىكردند و از هر چيزى سخن مىگفتند. اين مسئله آن حضرت را آزرده مىساخت اما چيزى نمىگفت و اعتراض نمىكرد. اين امر باعث شد خداوند براى برطرف ساختن مشكل پيامبرش آيهاى نازل كرد و آنان را از اين كار باز داشت.
البته از سجيه حيا در آيه ديگرى صريحاً سخن رانده شده است. در قصه حضرت موسى (ع) پس از نقل آب دادن گوسفندان دختران شعيب (ع) به وسيله موسى (ع) مىفرمايد:
فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِي عَلَى اسْتِحْياءٍ قالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ ما سَقَيْتَ لَنا.[١]
يكى از آن دو دختر در حالى كه با حالت شرم و حيا گام برمىداشت باز آمد و گفت: پدرم از تو دعوت مىكند تا در عوض سقايت و سيراب كردن گوسفندان ما به تو پاداشى دهد.
[١]. قصص: ٢٥.