قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٦٥ - ٣ باور به توانمندىهاى خود(اعتماد به نفس)
در دينت بيشتر يارى مىرساند، پس با توكّل زانوى اشتر ببند».[١]
اين اقدام عملى به معناى يقين به توانمندىهاى خويش و ناديده گرفتن دست پروردگار در اعطاى توانمندىها و استعدادها و امكانات، و نيز ناديده گرفتن اراده نافذ او در باز ستاندن همه آن مواهب خداداد نيست. همان گونه كه گفتيم، انسان متوكّل بايد بداند چه امكانات و مواهبى دارد و از آنان براى رسيدن به هدف بهرهبردارى كند، اما آنها را از خود نداند و خويشتن را به واسطه آن توانمندىها كه آن نيز از خداست بىنياز از توكّل بر خدا نبيند و توانمند مطلق نيابد؛ چرا كه اين باور، يكى از بزرگترين دامهاى شيطان در مبتلا ساختن بنده به غرور و غفلت و خودبزرگبينى است.[٢] بر اين اساس، آن كسى كه بىنيازى مىجويد و توانمندى مطلق و زوالناپذير مىخواهد، راهى جز توكّل بر خدايى كه بىنياز و توانمند به مفهوم حقيقى كلمه است، براى خويش نمىيابد.[٣] علامه طباطبايى در تفسير آيه ١٢٩ سوره توبه به اين نكته اشاره كرده، مىگويد:
اگر خداوند فرمود فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ و نفرمود «فتوكّل على اللَّه»، به اين دليل بود كه رسول گرامىاش را ارشاد كند كه بايد توكلّش بر خدا، با يادآورى اين حقايق همراه باشد كه معناى حقيقت توكّل را روشن مىسازد. عقيده درست اين است كه انسان به آنچه از
[١]. الأمالى، طوسى، ص ١٩٣، ح ٣٢٦؛ منتخب ميزان الحكمة، ج ٢، ص ١٠٨٨، ح ٦٧١٨.
[٢]. غرر الحكم، ح ٢٦٧٨: امام على( ع):
« إياك والثِّقَةَ بنَفسِك؛ فإنَّ ذلك مِن أكبَرِ مَصائدِ الشَّيطانِ؛ از اطمينان به خودت بپرهيز؛ زيرا كه آن از بزرگترين دامهاى شيطان است».[٣]. الكافى، ج ٢، ص ٦٥، ح ٣: امام صادق( ع):
« إنّ الغِنى و العِزَّ يجُولانِ، فإذا ظَفِرا بمَوضِعِ التَّوكلِ أوطَنا؛ بى نيازى و عزّت در گردش اند و چون به جايگاه توكّل مىرسند، در آن جا سكنا مىگزينند».