قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٢٥ - صداقت در دوستى
است. در نتيجه، هر امرى كه از سوى پروردگار باشد، براى بندگان او خيرِ محض و مصلحت تام دارد. پس در پيروى از فرمان خدا، جاى هيچ شكّ و شبههاى نيست. البته موضوع اطاعت، نسبت به پيامبر خدا (ص) كه كلامش جز وحى نيست، و ائمه معصومان (عليهم السلام) كه كلامشان همان كلام خدا و رسول است، نيز جارى است.
روشن است اگر دوستى، به غير خدا تعلق بگيرد، اطاعت از او تنها به مصلحت و سازگارى با فرمان الهى محدود است. لذا در آموزههاى دينى، اطاعت از خدا در رأس همه امور است و پيروى از غير خدا فقط هنگامى جايز است كه در راستاى اطاعت از خدا باشد يا دست كم با فرمان او منافات نداشته باشد. رعايت اين اصل حتى در اطاعت از پدر و مادر كه بيشترين حق را بر هر انسانى دارند، لازم است و اطاعت از آنها مطلق نيست. البته مطلق نبودن اطاعت از پدر و مادر، نافى احترام، احسان و نيكى و مدارا با آنها نيست و بر هر فردى لازم است براى تأمين خشنودى آنها تلاش كند و آن را تكليف الهى و وظيفه اخلاقى خود به شمار آورد. به نظر مىرسد اينكه خداوند در قرآن كريم چهار مرتبه مؤمنان را به احسان به پدر و مادر سفارش كرده است بىآنكه به اطاعتشان فرمان داده باشد از آن روست كه ممكن است اطاعت والدين در راستاى اطاعت خدا نباشد.[١] به هر تقدير، در دوستى غير خدا، مُحب تلاش مىكند رضايت محبوب خويش را به دست آورد اما اگر خواسته محبوب، برخاسته از حكمت و مصلحت نباشد اطاعت او خردمندانه نيست و پروردگار نيز آن را تأييد نمىكند، هر چند تلاش براى جلب
[١]. بقره: ٨٣، نساء: ٣٦، انعام: ١٥ و اسرا: ٢٣.