قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٧٠ - ٢ درخواست نكردن از مردم
برخاسته از تنبلى و كسالت است، شايسته ترحم و دستگيرى نيستند يا دستكم شأنشان آن مقدار نيست كه خداوند مؤمنان را به دستگيرى از آنان سفارش كند.
ويژگى گروهى كه مشمول صدقه هستند، عفيف بودن و ابراز نكردن فقر نزد اين و آن است. اين گروه را خداوند، عفيف به معناى خويشتندار در بُعد مالى دانسته است؛ يعنى آنان به رزق ناچيز قانعاند و نياز خود را براى كسى بازگو و از كسى درخواست كمك نمىكنند[١] يا نياز خود را مخفى نگاه مىدارند تا كسانى كه از نزديك با آنان در ارتباط نيستند بىنيازشان بهشمار آورند، هر چند از رنگ رخسار و حال ظاهر آن افراد مىتوان از وضعيت مالى آنان تا اندازهاى آگاه شد.[٢] خداوند با عبارت تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ به اين مهم اشاره كرده است. البته عبارت لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً؛ از مردم با اصرار درخواست نمىكنند. اصل درخواست كردن را مىپذيرد اما اصرار در درخواست را نفى مىكند، بهويژه آن كه درخواست بدون اصرار را به عنوان آخرين نكته در توصيف انسان عفيف در بُعد مالى بيان كرده است.
در حقيقت، خداوند در اين آيه از يك سو با تمجيد از نيازمندانى كه نياز خود را آشكار نمىكنند فقيران را به خويشتندارى از سؤال و درخواست از ديگران فرا مىخواند تا عزّت نفسشان حفظ شود، و از سويى ديگر، متمكنان جامعه را به دقت و توجه در وضعيت ظاهرى و رنگ و روى افراد اطراف خود دعوت مىكند و آنان را به دستگيرى از اين افراد عفيف و با عزّت نفس تشويق مىكند. بديهى است اگر فقرا
[١]. النهاية، ج ٣، ماده« عفّ»( الكف عن الحرام و السؤال من الناس).
[٢]. ر. ك: ترجمه تفسير الميزان، ج ٢، ص ٦١٣.