قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢١٩ - رابطه مهربانى و محبت
الهى در «رحماء بينهم» باشند.[١]
همان گونه كه مشاهده مىشود تمام آنچه به عنوان مهربانى و ملاطفت مطرح است، از جنس رفتار جوارحى است. ازاين رو با اطمينان مىتوان مودّت و دوستى را كه در قلب مسكن مىگزيند، از مهربانى كه در رفتار متجلى مىشود، تفكيك كرد و مهربانى و نيكى به همنوعان را متوقف بر محبّت قلبى ندانست. در اين جا ذكر دو نكته خالى از فايده نيست:
١. اگرچه ممكن است رفتار نيك، برخاسته از محبّت قلبى نباشد ولى مىتواند نقطه آغازى براى ابراز محبّت به همنوع و ايجاد محبت در قلب او به شمار آيد و محبّتآفرين باشد. از امام سجاد (ع) نقل است:
أوحى الله- عزّ و جلّ- إلى موسى (ع): حببنى إلى خلقى، و حبب خلقى إلىّ. قال: يا ربّ كيف أفعل؟ قال: ذكرهم آلائى و نعمائى ليحبونى.[٢]
خداى عزيز و جليل به موسى (ع) فرمود: مرا نزد بندگانم محبوب گردان. موسى پرسيد: پروردگارا! چگونه اين كار را انجام دهم؟ فرمود: نعمتهاى مرا به آنان يادآورى كن تا دوستم داشته باشند.
در بحث «محبّت اختيارى يا غير اختيارى» به برخى رفتارهاى محبّتآفرين اشاره كرديم. هديه دادن،[٣] حُسن ظن يا خوشگمانى،[٤]
[١]. الكافى، ج ٢، ص ١٧٤، ح ١٥:
« المسلم أخو المسلم، لا يظلمه و لا يخذله و لا يخونه ...».[٢]. منية المريد، ص ١١٦.
[٣]. بحار الأنوار، ج ٧٧، ص ١٦٦، ح ٢: رسول الله( ص):
« الهدية تورث المودّة و تجدد الاخوّة و تذهب الضغينة؛ هديه دادن، دوستى به بار مىآورد، برادرى را تازه مىسازد و كينه را مىزدايد».[٤]. غرر الحكم، ح ٩٠٩٤:
« من حسن ظنه بالناس حاز منهم المودّة؛ هر كس به مردم خوشگمان باشد، دوستى آنان را به دست مىآورد».