قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٧٦ - واژهشناسى تواضع
«بارَش را روى زمين گذاشت» است؛ ازاينرو قرآن كريم نيز از مشتق اين كلمه براى وضع حمل زنان استفاده كرده است.[١] اين معنا وقتى روشنتر مىشود كه بدانيم مخالف واژه «وضع»، «رفع» است[٢] كه به معناى بلندى و بلند كردن است. بر اين اساس، اگر اين واژه در باره انسان به كار رود نوعى معناى پاييندستى از آن فهميده مىشود. مثلًا «رجل وضيع» به معناى «مرد پَست»، و «رجل متواضع» به معناى «مرد فروتن» است.[٣]
اما واژه «تواضع» به معناى اظهار فروتنى، كوچكى و خوارى[٤] است. صاحب نضرة النعيم در باره معناى اصطلاحى تواضع مىنويسد: «معناى اصطلاحى آن اظهار مرتبه پايينتر براى خود نسبت به كسى كه تكريم او مقصود است».[٥]
برخى بر اين باورند كه در مفهوم تواضع نوعى تسليم نيز وجود دارد؛ يعنى كسى كه در مقابل ديگرى متواضع است در حقيقت، نسبت به او تسليم است و اوامرش مطاع است. ازاينرو تواضع را به سه مرتبه تقسيم كردهاند. اين مرتبه عبارت است از: تواضع در برابر دين به معناى تسليم احكام دينى بودن؛ تواضع در برابر خدا و تواضع در برابر حق و تسليم حق بودن.[٦] اما به نظر مىرسد اين ادعا، همه جا صادق نيست و معمولًا تسليم يا عدم آن به فرد يا چيزى بستگى دارد كه نسبت به آن تواضع مىشود. به عبارت ديگر، گاهى در فروتنى هيچ گونه تسليمى وجود ندارد و فقط
[١]. طلاق: ٤: وَ أُولاتُ الْأَحْمالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ.
[٢]. لسان العرب، ج ٨، ص ٣٩٧.
[٣] ر. ك: الصحاح، ج ٣، ص ١٢٩٩.
[٤]. لسان العرب، ج ٨، ص ٣٩٧.
[٥]. موسوعة نضرة النعيم، ج ٤، ص ١٢٥٦.
[٦]. مدارج السالكين، ج ٢، ص ٣٤٨- ٣٥١.