رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢١٠ - حدود احساس عزت نفس
كنى، در ذاتش فقير، و در نفسش ذليل است، و هيچ چيزى كه نفعش در آن باشد را مالك نيست، مگر آنكه خدا به او ترحم كند، و سهمى ازعزت به او بدهد ... با اين بيان روشن شد كه: جمله مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً سياقش آن نيست كه بخواهد اختصاص عزت به خدا را بيان كند، بهطوريكه غير از خدا كسى دستش به آن نرسد، و نمىخواهد بفرمايد هر كس در طلب عزت برآيد، چيزى را طلب كرده كه وجود ندارد، و ناشدنى است، بلكه معنايش اين است كه هر كس عزت مىخواهد، بايد از خداى تعالى بخواهد؛ زيرا عزت همهاش از آنِ خدا است، و هيچ موجودى نيست كه خودش بالذات عزت داشته باشد.[١]
نتيجه آنكه از نظر آموزههاى اسلامى، عزت نفس انسان مؤمن نبايد آنچنان افراطى باشد كه وابستگى و تعلق خود را به خدا نبيند يا از ياد ببرد. اما از سوى ديگر، نبايد آنقدر ضعيف باشد كه نتيجه ضعف در عزت نفس، موجب ذلت و خوارى در برابر همنوعانش كه همانند اويند شود. امام صادق (ع) در خصوص پاسدارى از عزت نفس مىفرمايد:
ان الله عزوجل فوض الى المؤمن اموره كلها و لم يفوض اليه ان يذل نفسه ألم تسمع لقول الله عز و جل: وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ فالمؤمن ينبغى أن يكون عزيزا و لا يكون ذليلا، يعزه الله بالإيمان و الإسلام.[٢]
خداوند تمام كارهاى مؤمن را به خود او واگذار كرده ولى به او اختيار نداده كه خود را خوار و ذليل كند. مگر نديدى كه خداى تعالى در قرآن كريم دراينباره فرموده است: «تنها عزت از آن خدا و پيامبر او و مؤمنان است» كه به حكم اين آيه، مؤمن بايد عزيز باشد و ذليل نباشد.
پاسدارى از عزت نفس و پرهيز از خوارى در برابر همنوعان، آنچنان مهم است كه امام صادق (ع) در پاسخ ابوبصير، مؤمنى را كه عزم سفر حج كرده است، از همسفر شدن با قافلهاى كه اهل آن از نظر مالى، برتر از اويند منع مىكند و مىفرمايد: من دوست ندارم مؤمنى به سبب ناتوانى از همراه داشتن توشهاى مناسب
[١]. الميزان فى تفسير القرآن: ج ١٧ ص ٢٢.
[٢]. الكافى: ج ٥ ص ٦٣.