رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٩٨ - ج - هدف از خودشناسى
و نيز ميزان تعهدشان به احكام اخلاقى نمايان است.
بنابراين اگرچه درباره شناخت نفس كتب بىشمارى نگاشته شده است، آشكار است كه جز تعدادى اندك از اولياى الهى، بقيه افراد بشر حتى معتقدان به اديان آسمانى بهويژه مسلمانان نيز در شناخت خويش با مشكل مواجهاند و نه فقط به خودآگاهى نرسيدهاند، بلكه نمىدانند چگونه بايد به خودآگاهى برسند و براى دستيابى به آن چه راههايى وجود دارد.
به نظر مىرسد خودشناسى، ابعاد گوناگونى دارد كه آگاهى از توانمندىها و استعدادها، فهم نسبت خود با خدا و نيز رابطه خود با همنوعان و ادراك نيازمندىها و ضعفها و كشف جايگاه و منزلت خويش در جهان آفرينش، از جمله امور مربوط به خودشناسى است.
ج- هدف از خودشناسى
قرآن كريم، نفس هر انسان را نزد خود حاضر، و هر انسان را به علم حضورى آگاه بر نفس خويش مىشمارد؛[١] اما به نظر مىرسد اين حضور نفس نزد آدمى، با شناختى كه در روايات بر آن تأكيد شده كاملًا متفاوت است. اهميت كليدىِ شناخت نفس در هدايت انسان به راه سعادت و انحراف اكثر انسانها از مسير هدايتى كه مورد نظر اديان آسمانى بهويژه اسلام است، از اين حكايت مىكند كه شناخت نفس براى او از هر كار ديگرى دشوارتر و پيچيدهتر است؛ چرا كه اگر اينگونه نبود، و اگر شناخت خود براى همگان ميسر و بهراحتى دستيافتنى بود، تا اين اندازه مهم و بحثبرانگيز و از دسترس اغلب انسانها دور نبود. بهراستى اگر شناخت نفس، آنگونه كه بايد، براى انسان بهآسانى رخ مىداد، شناخت خداوند نيز بايد حاصل مىشد و در نتيجه بر اساس تعاليم آسمانى اديان الهى، اهداف انبيا كه همان عبوديت و بندگى خدا[٢] و قرب و سعادت انسان است، براى همگان تحقق مىيافت. اما مىبينيم كه چنين نيست و بشر هر روز، بيشتر از ديروز، از خدا دورتر مىشود و
[١]. بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ قيامت: ١٤.
[٢]. ذاريات: ٥٦ وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ و من جنّ و انس را نيافريدم، مگر براى اينكه مرا[ به يكتايى] پرستش كنند.