رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٥٤ - مفهوم كنترل نفس
رحم الله امرء الجم نفسه عن معاصى الله بلجامها و قادها الى طاعة الله بزمامها.[١]
خدا بيامرزد مردى را كه نفسش در انجام گناه مهار كند و آن را به فرمانبردارى خدا وادار سازد.
بديهى است لجام زدن بر نفس سركش و در اختيار گرفتن آن، گاه به مفهوم ممانعت كردن خويش از ارتكاب گناه است و گاه به معناى تغيير مسير دادن از گناه به سوى طاعت، يا دستكم فعل مباح. بنابراين واداشتن نفس به صبر در برابر گناه تا فراهم آمدن امكان اشباع برخى خواستههاى نفس از راه حلال، يكى از مصاديق كنترل نفس به شمار مىآيد. ازاينرو برخى روانشناسان، توانمندىِ به تأخير انداختن خواستههاى دل را نمونهاى از خودكنترلى دانستهاند.[٢]
امام على (ع)، غلبه بر نفس را به معناى ترك گناه دانسته، مىفرمايد:
غالبوا انفسكم على ترك المعاصى يسهل عليكم مقادتها الى الطاعات.[٣]
بر ترك گناه بر نفس خويش غلبه كنيد تا كشاندن آن به سوى طاعات آسان شود. ايشان در حديث ديگرى مىفرمايد:
طوبى لمن غلب نفسه و لم تغلبه و ملك هواه و لم يملكه.[٤]
خوشا بر آن كه بر نفس خويش پيروز شده، مالك هواى نفسش شود.
نتيجه آنكه مقصود از كنترل نفس، برخوردى صحيح با تمايلات و غرايز نفسانى و اشباع آن از راههاى صحيح و شرعى است و سركوب هواها و غرايز نفسانى را به صورت مطلق، هيچ دينى تأييد يا توصيه نكرده است. انديشمندان غيرمسلمان نيز به همين مطلب اعتراف كردهاند. دانيل گلمن هدف از تسلط بر نفس را تعادل هيجانها- و نه سركوب آن- به شمار آورده، مىگويد: «هدف، دستيابى به تعادل است، نه سركوب كردن هيجانها. هر احساسى در جاى خود ارزش و اهميت خاص خود را دارد. زندگى بدون شور و احساسات، به زمين باير سنگينى مىماند كه سرشار از بىحاصلى است و از غناى زندگى بريده و مجزا گرديده است».[٥]
[١]. مستدرك الوسائل: ج ١١ ص ٢٥٥ ح ١٢٩١٧.
[٢]. آموزش رفتار، رفتار اجتماعى و قانونپذيرى به كودكان: ص ١٧.
[٣]. مستدرك الوسائل: ج ١١ ص ٣٣٨ ح ١٣٢٠٨.
[٤]. عيون الحكم و المواعظ: ص ٣١٣.
[٥]. همان.