رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٥٣ - مفهوم كنترل نفس
سركوبش باشد. همه قوا براى انسان سودمند و در زمان مناسب مفيد است. به همين دليل، مقصود پيشوايان دين از توصيه به كنترل نفس و مقابله و مجاهده با نفس، فقط مهار تمايلات و خواهشهاى دل و سپردن عنان آن به دست عقل است و هرگز به معناى سركوب تمايلات و غرايز نيست. مطالعه متونى كه درباره مجاهده با نفس وارد شده، بهخوبى روشنكننده اين است كه منظور از آن سفارشها، كنترل تمايلات و ممانعت از طغيان هواها و غرايز نفسانى، كنترل آن و نيز توانمندىِ به تأخير انداختن خواستههاى نفسانى تا زمان پيدا كردن راهى مشروع در جهت ارضاى آن است. لذا بسيارى از آيات و روايات، تبعيت و پيروى از هواهاى نفسانى را منع يا مذمت كرده است: فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ[١]
پس اگر پاسخ تو را ندادند، بدان كه فقط از هواهاى نفسانى خود پيروى مىكنند و گمراهتر از كسى كه بدون هدايتى از سوى خدا، از هواهاى نفسانى خود پيروى كند كيست؟ مسلّماً خدا مردم ستمكار را هدايت نمىكند.
البته روشن است كه ميان پيروى نفس و اسير خواستههاى آن بودن، با اشباع آن به قدر كفايت و ضرورت، و از راهى مشروع و معقول، تفاوت بسيار است. بنابراين با توجه به سياق متون قرآنى و روايى، نفس اماره انسان به مركبى سركش تشبيه شده است كه اگر بر آن لجام زده نشود و اختيار آن در دست صاحبش قرار نگيرد، او را با خود به بيراهه برده، سرانجام به هلاكت خواهد كشيد. ازاينرو بايد كوشيد عنان نفس را در اختيار گرفت تا آن را به مركبى راهوار براى وصول سريعتر به اهداف متعالى آفرينش تبديل كرد. پيامبر خدا (ص) اين تشبيه را چنين بيان مىكند:
إن العقل عقال من الجهل، و النفس مثل أخبث الدواب فإن لم تعقل حارت.[٢]
همانا عقل، رهايى از جهالت است و نفسْ مانند پليدترين جنبندگان است؛ پس اگر مهار نشود، طغيان كند.
لذا اميرالمؤمنين (ع) راه كنترل اين جانور وحشى را لجام زدن بر دهانش دانسته، مىفرمايد:
[١]. قصص: ٥٠.
[٢]. تحف العقول: ص ١٥.