رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٨ - ساختار فصلهاى كتاب
متون دينى در زمينه مواجهه شناختى (عقلى) انسان با خود، حقيقت انسان را برخوردار از كرامت و حرمت ذاتى، و نيز برخوردار از هويت غيرمستقل و وابسته به خداى قادر، غنى و فياض مىداند و ضمناً بر شناخت واقعى هر فرد درباره خود نيز تأكيد مىكند.
از ديدگاه متون دينى، انسان در مواجهه احساسى (قلبى) با خود، مىبايست از حس كرامت نفس و حس عزت نفس يا حس خود توانمندى برخوردار باشد. همچنين احساس شرم از خود و حبّ ذات هدايت شده از مهمترين احساسهايى است كه انسان در مواجهه احساسى با خود بدان نيازمند است.
و بالاخره در مواجهه رفتارى با خود در دو حوزه رفتار با جسم و رفتار با روح و روان خود بايد بكوشد تا ارزشهاى اخلاقى را مورد شناسايى قرار داده و كنتزل نفس خويش را در اختيار بگيرد و عقل را حاكم كند.
ساختار فصلهاى كتاب
كتاب حاضر، هفت فصل دارد كه معرفى آنها به شرح ذيل است:
در فصل اول، به تعريف مفاهيم و بيان كليات پرداخته شده است. در اين فصل، تعريف واژگانى همچون «رفتار»، «اخلاق»، «ملكه»، «خود»، «نفس» و مراتب آن، مفهوم رفتار اخلاقى و بيان رابطه اخلاق با رفتار و موضوع اصالت رفتار يا فضيلت، بررسى شده است.
فصل دوم درباره مبانى رفتار اخلاقى با خود است. اين فصل در سه بخش، بهتفصيل به مبانى خداشناختى، انسانشناختى، و جهانشناختى پرداخته است. تلاش شده آنچه به منزله پيشفرض براى بحث درباره رفتارهاى اخلاقى انسان با خود لازم است، كانون توجه قرار گيرد.
فصل سوم، به بررسى مفهوم، اهميت و هدف از اصلاح رفتار اخلاقى انسان با خود، و نيز انواع رفتارهاى ارتباطى پرداخته است. در اين فصل ضمن بيان ابعاد رفتارهاى انسان و حوزههاى رفتارى او، اهميت و تأثيرگذارى رفتار اخلاقى انسان با خود، بيش از حوزههاى رفتارى ديگر دانسته شده و از تأثير چشمگير رفتار اخلاقى انسان با خود در اصلاح رفتارهاى او در همه حوزههاى رفتارى سخن گفته شده است. در اين فصل، رفتارهاى درونشخصى و اصلاح رفتار و تعامل انسان با خود،