رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٣٧ - ب - آموختن
يا كمال شناخت انسان، و از جمله شناخت خويش است. بىترديد انسان با عقل خود دانش مىاندوزد و دانش، همزمان با افزايش يافتن، عقل آدمى را كاملتر مىكند؛ ازاينرو پشتوانه ادراكات عقلى- اگر بخواهد براى انسان از اعتبار و حجيت
برخوردار باشد- بايد از منبع علم سيراب شده باشد.[١] البته از منظر آموزههاى دينى، دانشى كه عقل را كاملتر و عبوديت و بندگى انسان در برابر خدا را بيشتر مىكند «علم» خوانده مىشود؛ و دانشى كه راهنماى ايمان به خدا و بندگى او نباشد، علم نيست بلكه فقط فضل يا زياده بهشمار مىآيد. بههرحال علم به معناى مصطلح در متون دينى، موجب تقويت عقل و باعث رشد و كمال آن مىشود؛ و شناخت كه محصول دانش است، در پى آن افزوده مىگردد. دو طرف اين رابطه، دائم يكديگر را رشد مىدهند و موجب كمال صاحب خود نيز مىشوند.
گفتنى است ميان عقل و علم، اصالت با عقل است؛ زيرا بدون عقل، علم توليد نمىشود و عقل انسان با نوآورىهاى ابتدايى، كمكم علوم را پديد آورد. اما وقتى علم پديد مىآيد، زمينه رشد عقل را فراهم مىآورد؛ همانند انسانى كه با دست خود نردبانى مىسازد و سپس خود، از آن بالا مىرود. رابطه عقل و علم را در شكل ذيل مىتوان مشاهده كرد:
...
[١]. امام على( ع):
مؤيد العقل العلم: علم، تأييدكننده عقل است. غرر الحكم: ح ٢١٠٠.