دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٥ - فصل هفتم گزارشهاى در باره سخنان امام عليه السلام در آغاز قيام
كار كنم؟ مىگويند: با او رو به رو شو، و او با قائم عليه السلام رو به رو مىشود و [قائم] به او مىفرمايد:" مراقب باش كه من [آنچه را لازم بود،] به تو رساندم و من با تو مىجنگم".
صبح كه مىشود، با آنان مىجنگد و خدا بر آنها مسلّطشان مىكند و سفيانى را اسير مىكند و او را مىبرد و با دستان خودش مىكشد.
سپس دستهاى از سوارانش را به سوى روم مىفرستد تا باقىمانده امويان را حاضر كند، و چون سواران به روم مىرسند، مىگويند: همكيشان ما را كه نزد شمايند، به سوى ما بفرستيد؛ امّا آنان خوددارى مىكنند و مىگويند: به خدا سوگند، ما چنين نمىكنيم. سواران مىگويند: به خدا سوگند، اگر به ما فرمان دهد، با شما مىجنگيم. سپس روميان نزد فرمانروايشان مىآيند و موضوع را خبر مىدهند. او مىگويد: برويد و همكيشانشان را به آنها بسپاريد، كه اينها با قدرتى بزرگ آمدهاند و آن، همان سخن خداوند است: «و چون عذاب ما را دريافتند، ناگاه از آن مىگريختند. مگريزيد و به كامرانى و خانههايتان باز گرديد. باشد كه بازخواست شويد» يعنى در باره گنجهايى كه مىاندوختيد. «گفتند: واى بر ما! بى گمان، ما ستمكار بودهايم. و هماره آن سخنشان بود، تا آن كه آنان را [چون گياه دروشدهاى] خاموش و بى جان كرديم». هيچ خبر آورندهاى از آنها باقى نمىماند. سپس به كوفه باز مىگردد و سيصد و ده و اندى مرد را به همه سو [براى اداره عالم] روانه مىكند و بر شانهها و سينههايشان دست مىكشد و در هيچ حكمى [و قضاوتى] در نمىمانند و زمينى باقى نمىماند، جز آن كه در آن، گواهى به يگانگى خداوندِ بى همتا و رسالت پيامبر خدا، محمّد صلى الله عليه و آله، ندا داده مىشود و آن، همان سخن خداوند است: «و هر كس در آسمان و زمين است، خواه ناخواه فرمان او را گردن نهاده و به سوى او باز گردانده مىشود» و صاحب اين امر (قيام) آن گونه كه پيامبر خدا پذيرفت، از كسى جزيه نمىپذيرد و آن، همان سخن خداوند است: «و با آنها پيكار كنيد تا فتنه نباشد و دين و فرمانبرى، تنها از آنِ خداست»».[١]
١٦٧٦. كمال الدين- با سندش به نقل از محمّد بن مسلم ثقفى-: شنيدم كه امام باقر عليه السلام
[١]. تفسير العيّاشى: ج ٢ ص ٥٦ ح ٤٩، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٣٤١ ح ٩١.