دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٣ - ٣ - ١ - ٢ نقش برادرى دينى در حكومت جهانى اسلام
عَرَّفَنيهِمُ اللَّهُ بِأَسمائِهِم وَ أسماءِ آبائِهِم مِن قَبلِ أن يُخرِجَهُم مِن أصلابِ آبائِهِم وَ أرحامِ امَّهاتِهِم، لَأَحَدُهُم أشَدُّ بَقِيَّةً عَلى دينِهِ مِن خَرطِ القَتادِ[١] فِى اللَّيلَةِ الظَّلماءِ، أو كَالقابِضِ على جَمرِ الغَضى[٢]، اولئِكَ مَصابيحُ الدُّجى، يُنجيهِمُ اللَّهُ مِن كُلِّ فِتنَةٍ غَبراءَ مُظلِمَةٍ.[٣]
روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، در حالى كه جماعتى از يارانش نزد ايشان بودند، دو بار فرمود: «بار خدايا! مرا با برادرانم ملاقات ده».
يارانش كه پيرامون ايشان بودند، گفتند: مگر ما برادران تو نيستيم، اى پيامبر خدا؟!
فرمود: «نه. شما ياران منيد. برادران من، مردمانى از آخِرْ زمان هستند كه با آن كه مرا نديدهاند، به من ايمان آوردهاند. خداوند، آنان را پيش از آن كه از پشتِ پدران و ارحام مادرانشان بيرون آورْد، با نام و نام پدرانشان به من شناسانْد. هر يك از ايشان، بر دينش، پايدارتر از كشيدن شاخ و برگ خار مغيلان با دست در شب تار است، يا همانند كسى است كه اخگرِ چوب درخت شورهگز [كه دير خاموش مىشود] در دست گرفته باشد. آنان، چراغهاى تاريكىاند. خداوند، ايشان را از هر فتنه تيره و تار، مىرهانَد».
به نظر مىرسد مقصود پيامبر صلى الله عليه و آله از بزرگمردانى كه در اين حديث و احاديث مشابه، آنان را برادران خود مىنامد، همان كسانىاند كه خداوند سبحان، ويژگىهاى آنان را در اين آيه، بيان كرده است:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ.[٤]
[١]. القَتاد: شجر له شَوك، وفي المثل:« و من دونه خَرط القَتاد»( الصحاح: ج ٢ ص ٥٢١« قتد»).
[٢]. الغَضَى: شجرٌ، من الأثل، خشبُه من أصلب الخَشَب، وجمره يبقى زماناً طويلًا لاينطفئ( المعجم الوسيط: ج ٢ ص ٦٥٥« غضى»).
[٣]. بصائر الدرجات: ص ٨٤ ح ٤( به نقل از ابو بصير)، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ١٢٣ ح ٨.
[٤]. مائده: آيه ٥٤.