دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١١ - ٥ سختگيرى بر معاندان
شمشير، چيزى در كار نيست».[١]
ليكن اين سخن، درست نيست؛ زيرا در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله نيز نيازى به تقيّه از اهل كتاب نبود و آن قدر قدرت داشتند كه با آنها مصالحه نكنند؛ امّا چنين نكردند. اين، نشان مىدهد كه بناى اوّليه اسلام بر همزيستى مسالمتآميز و مصالحه است و اگر چيزى بر خلاف آن باشد، نيازمند دليل است. اين موضع با حديث ابو بصير از امام صادق عليه السلام در مورد مشابهت سيره امام مهدى عليه السلام با سيره پيامبر صلى الله عليه و آله كه با اهل كتاب با مسالمت، رفتار مىكند،[٢] تقويت مىشود. اگر هم چيزى در مورد تفاوت سيره گفته شده، مربوط به تفاوت شرايط است. مثلًا در روايت ابى خديجه از امام صادق عليه السلام به نقل از امام على عليه السلام چنين مىخوانيم:
براى من جايز بود كه فراريان دشمن را بكُشم و كار مجروحان را تمام كنم (كنايه از كشتن آنها)؛ امّا اين كار را به جهت سرنوشت يارانم ترك كردم تا اگر مجروح شدند، كشته نشوند. قائم مىتواند فراريان را بكُشد و كار مجروحان را تمام كند.[٣]
ياران امام زمان عليه السلام، برخلاف ياران امام على عليه السلام، زير دستِ دشمن نخواهند افتاد و شرايط اين دو امام بزرگوار، متفاوت است. طبيعتاً چنين برخورد قاطعى در برابر كسانى خواهد بود كه زمينه اصلاح آنها وجود نداشته باشد و امكان پيوستن آنها به اردوگاه دشمن و تقويت بنيه نظامىاش برود. امّا در صورتى كه چنين نباشد، سيره امام عليه السلام هدايتگرى و رأفت به بندگان است.
امّا آنچه در مورد سختگيرىهاى امام زمان عليه السلام گفته شده، ظاهراً مربوط به دستههايى خاص از مردم لجوج و عنود، مانند برخى از مردم عرب است. اين موضوع در تعدادى از احاديث، مورد توجّه قرار گرفته است.[٤] در برخى از اين
[١]. الغيبة، نعمانى: ص ٢٣٦، الغيبة، طوسى: ص ٤٥٩، الخرائج والجرائح: ج ٣ ص ١١٥٥ ح ٦١، عقد الدُّرَر: ٢٢٨.
[٢]. ابو بصير از امام صادق عليه السلام:« ... يُسَالِمُهُم كَمَا سَالَمَهُم رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله»( المزار الكبير: ص ١٣٥).
[٣]. الغيبة، نعمانى: ص ٢٣٢.
[٤]. مانند: روايت زُراره از امام صادق عليه السلام:« مَا بَقِىَ بَينَنَا وَ بَينَ العَرَبِ إِلَّا الذَّبحُ وَ أَومَأَ بِيَدِهِ إِلَى حَلقِهِ؛ ميان ما و عرب، جز ذبح، چيزى باقى نمانده است( و با دست به حلقش اشاره كردند)»( الغيبة، نعمانى: ص ٢٣٦).