دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٧ - ٣ الزام و اجبار به تغييردين
زُراره از امام صادق عليه السلام در باره سيره امام زمان عليه السلام مىپرسد. ظاهراً او نيز شنيده است كه سيره ايشان، مانند سيره پيامبر صلى الله عليه و آله است. اين موضوع را با امام عليه السلام در ميان مىگذارد و با پاسخ محكم ايشان مواجه مىشود كه فرمود: «هيهات، هيهات! به سيره پيامبر صلى الله عليه و آله رفتار نمىكند». وى علّت را مىپرسد. امام عليه السلام پاسخ مىدهد: «زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان امّتش با امتنان رفتار كرد و با آنان، الفت گرفت. قائم عليه السلام با قتل رفتار مىكند. در دستور العملى كه به همراه دارد، درج شده كه بكُشد و توبه كسى را نپذيرد. واى بر كسى كه در برابر او بايستد!».[١]
همچنين در سندى ديگر، محمّد بن مسلم از امام باقر عليه السلام روايت مىكند كه ايشان فرمودند: «اگر مردم مىدانستند كه قائم عليه السلام هنگام خروجش چه مىكند، بيشتر آنها دلشان مىخواست كه اصلًا او را نمىديدند؛ زيرا بسيار مىكُشد».[٢]
با اين اوصاف، نمىتوان پذيرفت كه امام زمان عليه السلام همان نرمش پيامبر صلى الله عليه و آله را دارد و اجازه مىدهد مخالفانش در پرتو حكومتش به راحتى زندگى كنند و بر آيين خويش باشند. لازمه اين برخورد، اين است كه هر كس به ايشان ايمان نياورَد، نابود مىشود و اين، به معناى وحدت انحصارى دين اسلام و از بين رفتن همه اديان ديگر، اعم از اديان آسمانى و اديان غير آسمانى است.
٣. الزام و اجبار به تغييردين
برخى بر اين باورند كه بر اساس احاديث، در جامعه مهدوى، دين، اجبارى مىشود؛ يعنى اگر كسى با رغبت ايمان آورَد، بهتر است؛ امّا اگر چنين نشد، به زور شمشير بايد اسلام بياورد؛ وگر نه مجازات شده و گردن زده مىشود.
اين گروه، نظر خود را مستند به حديثى مىكنند كه در تفسير العيّاشى، از طريق
[١]. الغيبة، نعمانى: ٢٣١.
[٢]. همان: ص ٢٣٣.