دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٨ - چكيده
كشورهاى امضا كننده، ملزم مىشوند در قوانين داخلى خود، تجديد نظر كرده، آنها را با قوانين بين المللى هماهنگ كنند. نتيجه اين كارها، ايجاد يكپارچگى بيشتر و محدوديت در تنوّع قوانين و تفاوت آنهاست.
حال اين پرسشها مطرح مىشود كه در حكومت جهانى امام مهدى عليه السلام، اديان ديگر چه جايگاهى دارند؟ آيا با ظهور ايشان، همه اديان و مذاهب، جز دين و مذهب حق، از بين مىروند؟ آيا تفاوتى ميان اديان در اين زمينه وجود دارد كه مثلًا به دليل توحيدى بودن، باقى بمانند و به دليل شركآلود بودن از ميان بروند؟ آيا پيروان ديگر اديان، ملزم به پيروى از اسلام مىشوند؟ اگر امتناع كردند، چه سرنوشتى در انتظار آنان است؟ آيا كشته مىشوند؟
با مراجعه به متون دينى، ابتدا با پاسخهاى متفاوت و ظاهراً متعارضى مواجه مىشويم. از متون دينى چنين كه گويا ناظر به اديان آسمانى ابراهيمىاند و كمتر به اديان ديگر در اين موضوع برخورد مىكنيم؛ امّا برخى بيانهاى عام، مىتواند شامل ديگر اديان نيز بشود و پرسشهاى مورد نظر اين نوشتار، شامل آنها نيز مىشود.
در اين تحقيق، تلاش مىشود ضمن بررسى ادلّه موجود در اين باب، بهترين فرضيه را پيدا كنيم و تبيينى منطقى از موضوع، ارائه شود. براى اين كه نوشتار طولانى نشود، پاسخ به پرسشهاى ياد شده را به تفكيك نمىآوريم و در ضمن بررسى ادلّه، به ميزان دلالت هر يك، اشاره مىكنيم.
ظواهر متون دينى در اين زمينه به دو دسته كلّى تقسيم مىشوند. دسته اوّل با رويكردى ايجابى، بر وجود اديان ديگر در زمان ظهور امام زمان عليه السلام دلالت دارند و الزامى در تغيير دين براى پيروان ديگر اديان قائل نيستند.
دسته دوم با رويكردى سلبى، وجود ديگر اديان را پس از ظهور نمىپذيرند و گوياى تغيير دين همه مردم يا از ميان رفتن آنها هستند.
در مجموع، سه فرضيه جدّى و يك فرضيه ضعيفتر ديگر در اين زمينه