دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٥ - اصل دوم واقعيتهاى تاريخى جهان اسلام
و در نتيجه احكامى كه استخراج مىشود، احكام ظاهرى است نه واقعى. پس گرچه در عصر غيبت مكلّفيم به همين احكام ظاهرى عمل كنيم، ولى امام زمان عليه السلام پس از ظهور، احكام واقعى را جايگزين اين احكام خواهد كرد.
د- احكامى هستند كه در طول تاريخ اسلام، كمتر به آنها عمل شده و يا اصلًا بدان عمل نشده است. به طور حتم اين گونه احكام، در عصر ظهور به اجرا در خواهند آمد.
ه- سطح فكر و تعقّل مردم در عصر ظهور، بسيار بالاست، از اين رو مردمان آن روزگار، آمادگى و قابليتهاى فوقالعادهاى براى فهم معارف دينى خواهند داشت.
در نتيجه، لازم است به انحاى مختلف به اين خواستههاى سطح بالا پاسخ داده شود.
بنا بر اصول ياد شده، برداشتهايى كه با اطمينان مىتوان به اين احاديث نسبت داد، چنين است:
١. شيوههايى نوين در دعوت به دين و ديندارى.
٢. احياى اصول، احكام و معارف مهجور و معطّل مانده.
٣. تصحيح برداشتهاى ناصواب از كتاب و سنّت.
٤. تطبيق برخى از احكام و مقررات با شرايط و تحوّلات رخ داده در زندگى نوين بشر.
٥. آشنا ساختن بشر با دانشها و اسرار هستى.
همه اين احتمالات با مضامين احاديث مذكور سازگار است و با هيچ اصلى از اصول مسلّم و محكم كتاب و سنّت در تناقض نيست.
با اين حال، برخى فرقههاى اسلامى و انحرافى با برداشتهايى اشتباه از اين احاديث، بر آموزهها و عقايد شيعى خرده گرفتهاند.
براى مثال برخى از فرقههاى اسلامى، بويژه وهّابيان، با استناد به اين احاديث،