١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٨ - محدودۀ مجاز تنبیهبدنی کودکان ازمنظر روایات اهل بیت


ـ در این صورت، بیشتر از این عدد جایز خواهد بود و اما اگر دلیل مطلق برای ما ثابت نشد، دیگر با توجه به اصل عدم جواز، به میزانی از این اصل تعدی می‌کنیم که دلیل داریم و آن مقدار ذکر شده است و بیشتر از این مقدار، اصلاً جایز نیست، نه این که مکروه باشد.

جواز تنبیه‌بدنی محدود به قصد تأدیب و تربیت

بنا بر روایتی که مشخص شد به نحو مطلق دلالت بر جواز تنبیه‌بدنی دارد و این مسأله، چنان‌که در بارۀ فرزند انسان ثابت است، در بارۀ یتیمی که ولی او قصد تربیت وی را داشته باشد نیز ثابت است، ولی تنبیه‌بدنی به صورتی مقید است که انسان قصد تأدیب و تربیت داشته باشد و نه به جهت دیگر؛ چرا که تنبیه‌بدنی، بدون قصد تربیت، مصداق ظلم خواهد بود و از نظر عقل و عقلا، ظلم، قبیح بوده و ظالم استحقاق ذم و عقاب خواهد داشت و ما روایات متعدد داریم که اطاعت احکام قطعی عقل واجب است.[١]

به علاوه، در حرمت ظلم هم ادلۀ فراوانی رسیده است.[٢] بنا بر این اگر تنبیه‌کننده قصدی غیر از تربیت و تأدیب داشته باشد، عمل وی مصداق ظلم بوده و حرام است.

از این رو، تنبیه‌بدنی در حالت غضب و ناراحتی در صورتی جایز است که شخصی کاملاً بر خود مسلط باشد و تنبیه‌بدنی را به قصد تربیت و تأدیب انجام دهد. این مسأله در این باب، بسیار مهم است و این مرز میان تنبیه جایز و تنبیه حرام ـ که مصداق ظلم است ـ کاملاً باید ملاحظه شود.

کمتر اتفاق می‌افتد که انسان در حالت غضب چنان بر خود مسلط باشد که قصدش از تنبیه‌بدنی، تشفی خاطر و به منظور آرام کردن غضب خود نباشد. از این روی، پیامبر اکرم…، بنا بر روایتی، از ادب کردن در حالتی که انسان غضبناک است، نهی فرمود.[٣] و مرحوم صاحب جواهر نیز به این نکته توجه داده و اظهار می‌دارد که تنبیه‌بدنی جایز، در صورتی است که به منظور تربیت کودک صورت گیرد، نه آن که عامل و محرّک آن غضب نفسانی باشد که در این صورت، تنبیه‌کننده باید تنبیه شود.[٤] این که ایشان اظهار نموده‌اند که در فرض تنبیه‌بدنی به جهت عامل غضب، تنبیه‌کننده خود باید تنبیه شود، به خاطر این است که در فرض مزبور، این شخص، مرتکب ظلم شده و ظلم حرام است و کسی که مرتکب حرام می‌شود، قابل مجازات تعزیری است.

بنا بر این، تنبیه‌بدنی کودکان تنها با هدف تأدیب و تربیت ایشان جایز است و در غیر این صورت، عمل مزبور مصداق ظلم بوده و حرام است.

از این نکته در مورد سنّ کودک تنبیه شونده هم، وضعیت مشخص می‌شود، چرا که اگر تنبیه‌بدنی با هدف تربیت و تأدیب جایز است، در فرضی این مسأله مصدّاق دارد که کودک در سنّی باشد که تنبیه‌بدنی روی او اثر تربیتی داشته باشد؛ ولی اگر در سنّ خیلی پایینی باشد که تنبیه‌بدنی بر روی او اثر نداشته باشد، این عمل جایز نیست. از این رو، با توجه به تأثیر تربیتی تنبیه‌بدنی، کودک باید در سنی باشد که


[١]. وسائل الشیعة، ج١٢، ص٥٦٤.

[٢]. همان، ج٢٨، ص٣٧٢.

[٣]. جواهر الکلام، ج٤١ ، ص٤٤٥ ـ ٤٤٦.

[٤]. وسائل الشیعة، ج١٥، ص٢٠٤ ـ ٢٠٩.