علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٧٥ - بررسی مصداق «دابة الارض» در روایات فریقین
صِدِّیقُ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ فَارُوقُهَا وَ رِبِّیهَا وَ ذُو قَرْنَیهَا. قُلْتُ: یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ! مَنْ هُوَ؟ قَالَ: الَّذِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: )وَ یتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ(، )وَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ(، )وَ الَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ(، )وَ الَّذِی صَدَّقَ بِهِ(، وَ النَّاسُ كُلُّهُم کَافِرُونَ غَیرَهُ. قُلْتُ: یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ! فَسَمِّهِ لِی؟ قَالَ: قَدْ سَمَّیتُهُ لَکَ یا أَبَا الطُّفَیلِ... .[١]
ابان روایت کرده است: روزی اباطفیل را در منزلش دیدار کردم و برایم حدیثی بازگو نمود تا آنجا که عرض کردم: ای امیر مؤمنان، دابه چیست؟ فرمود: او کسی است که غذا میخورد و در بازار راه میرود و با زنان ازدواج میکند. عرض کردم: ای امیر مؤمنان، او که زمین به واسطه او آرامش دارد، کیست؟ فرمود: او صدیق، جداکنندۀ حق از باطل و ذو القرنین این امت است. دوباره پرسیدم: او کیست؟ فرمود: او کسی است که خدای تعالی در بارۀ وی فرمود: )وَ الَّذِی جَاء بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ و الَّذِی عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ وَ الَّذِی جَاء بِالصِّدْقِ وَ الَّذِی صَدَّقَ بِهِ( و مردم همگی غیر از او کافرند. عرض کردم: نام وی را برای من بگویید. فرمود: ای ابا طفیل، نام او را برای تو گفتم... .
روایاتی که طبق آنها پیامبر٦ و سایر ائمه: امیرمومنان٧ را دابة الارض نامیدهاند
حدثنی أَبِی، عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیرٍ، عَنْ أَبِی بَصِیرٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ٧ قَالَ: انْتَهَى رَسُولُ اللهِ٦ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ٧ وَ هُوَ نَائِمٌ فِی الْمَسْجِدِ قَدْ جَمَعَ رَمْلًا وَ وَضَعَ رَأْسَهُ عَلَیهِ فَحَرَّكَهُ بِرِجْلِهِ، ثُمَّ قَالَ: قُمْ یا دَابَّةَ اللَّهِ! فَقَالَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِهِ: یا رَسُولَ اللهِ٦! أَ یسَمِّی بَعْضُنَا بَعْضاً بِهَذَا الِاسْمِ؟ فَقَالَ: لَا وَ اللَّهِ مَا هُوَ إِلَّا لَهُ خَاصَّةً وَ هُوَ دَابَّةُ الْأَرْضِ الَّذِی ذَكَرَ اللَّهُ فِی كِتَابِهِ: )وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآیاتِنَا لَا یوقِنُونَ(، ثُمَّ قَالَ یا عَلِی! إِذَا كَانَ آخِرُ الزَّمَانِ أَخْرَجَکَ اللَّهُ فِی أَحْسَنِ صُورَةٍ وَ مَعَکَ مِیسَمٌ تَسِمُ بِهِ أَعْدَاءَکَ... .[٢]
ابو بصیر روایت کرده است: امام صادق٧ فرمود: رسول خدا ٦ درحالی به امیرمؤمنان٧ برخورد نمود كه مشتى ریگ فراهم آورده و سر بر آن نهاده بود، پاهای علی٧ را تكان داد و فرمود: اى دابة الارض، برخیز. یكى از اصحاب رسول خدا٦ از آن حضرت پرسید: آیا رواست یكى از ما دیگرى را به چنین نامی بخواند؟! پیامبر٦ فرمود: نه به خدا سوگند! روا نیست. این نام تنها به او اختصاص دارد؛ او همان دابهاى كه خدا در کتاب خود از او چنین یاد فرموده است: )وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیهِمْ أَخْرَجْنَا لَهـُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآیاتِنَا لَا یوقِنُونَ(، و سپس افزود: اى على، چون آخر الزمان شود، خدا تو را به نیكوترین صورت بیرون مىآورد و با تو داغهاى است كه دشمنانت را با آن نشان مىكنى.
حدثنا إبراهیم بن هاشم، عن البرقی، عن ابن سنان و غیره، عن عبد الله بن سنان، قال: قال أبو عبد الله٧: قال رسول الله٦: لقد أسرى بی ربی، فأوحى إلی من وراء الحجاب ما
[١]. بحار الأنوار، ج٣٩، ص٢٤٣، به نقل از کنز جامع الفوائد، ج٥٣، ص١١٠، به نقل از منتخب البصائر؛ تأویل الآیات الظاهرة، ص٣٩٩.
[٢]. بحار الأنوار، ج٣٩، ص٢٤٣، به نقل از کنز جامع الفوائد؛ تأویل الآیاتالظاهرة، ص٤٠٠.