علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٤ - محدودۀ مجاز تنبیهبدنی کودکان ازمنظر روایات اهل بیت
در پاسخ، نظیر آنچه که در بارۀ تربیت واجب بیان شد، گفته میشود و آن، این که اگر راه منحصر برای رسیدن به تربیت امور پسندیده و مستحب، عبارت از این شیوه باشد، تنبیهبدنی برای نیل به این منظور، جایز است؛ چرا که مقدمۀ مستحب، مستحب است؛ چنانکه محققان به آن تصریح نمودهاند.[١]
بنا بر این، بر اساس ادلهای که دلالت بر وجوب تربیت در امور واجب دارد، میتوان به جواز و وجوب تنبیهبدنی، در فرض انحصار شیوه مزبور، پی برد و نیز در مواردی هم که تربیت مستحب است، نیز اگر راه انحصاری در تنبیهبدنی باشد، باز انتخاب این شیوه مستحب و جایز خواهد بود.
مقتضای اطلاق دلیل تنبیهبدنی به خاطر تأدیب
معلوم شد که در برخی موارد، از طرف شارع مقدس دلیل بر جواز این عمل رسیده، ولی الآن بحث در این است که آیا دلیلی در منابع شرعی وجود دارد که به نحو اطلاق، بر اصل جواز دلالت بنماید یا خیر؟
در اینجا روایتی که در این زمینه وجود دارد، مطرح میگردد و در مورد سند و دلالت آن بحث خواهد شد. روایت این است:
محمد بن یعقوب، عن محمد بن یحیی، عن احمد بن محمد، عن محمد بن یحیی، عن غیاث بن ابراهیم، عن ابی عبدالله٧ قال: قال امیرالمؤمنین٧: ادّب الیتیم ممّا توّدب منه ولدک و اضربه ممّا تضرب منه ولدک.[٢]
این روایت، به طور مطلق، دلالت دارد که اولاً جواز تنبیهبدنی به منظور تأدیب و ترتیب، اختصاص به فرزند ندارد، بلکه شامل غیر فرزند هم میگردد و ثانیاً بر مطلق تنبیهبدنی دلالت دارد که به طور کلی هر نوع تنبیهبدنی با هدف تأدیب و تربیت جایز است.
بررسی سند حدیث
نام محمد بن یحیی ـ که مرحوم کلینی از وی نقل میکند ـ اگرچه جزو اسمهای مشترک است و برخی از راویان ـ که این نام را دارند ـ توثیق نشدهاند، مانند محمد بن یحیی ابوالحسن،[٣] ولی منظور از او، محمد بن یحیی عطار قمی است؛ چنانکه این قرینه مورد تصریح محققین است.[٤] و این شخص، مورد توثیق در کتابهای رجالی است[٥] و نیز نام احمد بن محمد هم، اگرچه جزو اسامی مشترک میان موثقین و غیر موثقین است، ولی مراد از او احمد بن محمد بن عیسی اشعری است و این هم به قرینه راوی و مروی عنه ثابت میشود[٦] که این شخص نیز مورد توثیق است[٧] و مراد از محمد بن یحیی ـ که
[١]. همان، ص١٥٦.
[٢]. همان، ص٢٩٣ - ٢٩٨
[٣]. همان، ج٢١، ص٤٧٣ ـ ٤٨٢.
[٤]. محاضرات فی اصول الفقه، ج٤٤، ص٢٨٢.
[٥]. وسائل الشیعة، ج٢١، ص٤٧٨ ـ ٤٧٩.
[٦]. معجم الثقات، ص٣٥٨.
[٧]. جامع الرواة،ج٢، ص٢١٣.