علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٥٤ - معناشناسی «راسخان در علم» با تأکید بر کاربرد روایی
همچنین در روایت مشهوری از پیامبر٦ به نقل تنی چند از صحابه، فضیلتهای اخلاقی و روحی ملاک صدق رسوخ در علم شمرده شده که میتواند در همین زمینه ارزیابی شود:
من برت یمینه و صدق لسانه و استقام قلبه و عفّ بطنه، فذلک الراسخ فی العلم؛[١]
کسی که دستش به نیکی و زبانش به راستی و دلش به استواری و شکمش به عفّت و پاکی متّصف باشد، راسخ در علم است.
گزارشهای مشابهی نیز از صحابه و تابعان قابل جستجو است که حاکی از تفسیر رسوخ در علم به فضیلتهای اخلاقی و رفتاری است و ظاهراً به همان معنای سلبی اشاره دارد.[٢]
ثعالبی به نقل از ابن رشد شاهد صحت روایت نبوی گذشته را آیه ٢٨ سورۀ فاطر میشمارد که خشیت الهی را نشانۀ عالمان شمرده است:
Gإِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء...F.[٣]
در منابع شیعی نیز روایاتی از اهل بیت: همان وجه سلبی را تأیید میکند. شیخ کلینی به سند خود از امام کاظم٧ چنین نقل میکند:
إنّ الله حكى عن قوم صالحين، أنهم قالوا: )رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ( حين علموا أنّ القلوب تزيغ وتعود إلى عماها ورداها، إنه لم يخف الله من لم يعقل عن الله، و من لم يعقل عن الله لم يعقد قلبه على معرفة ثابتة يبصرها و يجد حقيقتها في قلبه، و لا يكون أحد كذلك إلا من كان قوله لفعله مصدّقاً، و سرّه لعلانيته موافقاً، لأن الله تبارك اسمه لم يدلّ على الباطن الخفی من العقل إلا بظاهر منه، وناطق عنه؛[٤]
خداوند از قوم صالحی حکایت کرده است که آنان چنین گفتهاند: پروردگار ما، دلهای ما را پس از هدایت، نلغزان و رحمتی از سوی خویش ارزانیمان دار که تو بخشش گری. این دعا را آنان از آن رو خواندهاند که آگاهی یافتند که دلها میلغزد و به کوری و سقوط دچار میشود. آری، کسی که عقل و خرد الهی نیابد، از خدا بیم ندارد و آن که عقل و خرد الهی نیافت، دلش به شناخت ثابت و استواری که بدان بصیرت یابد و حقیقتش را در قلب خود حس کند، نمیپیوندد و به چنین مقامی تنها کسی نایل میشود که کردارش صداقت گفتارش را برساند و درونش با برونش همگون باشد؛ چرا که خداوند بر عقل و خرد درونی و نهان همواره از راه ظاهر بیرونی و آشکار و گواهی گویا راه مینمایاند.
این روایت ـ که به روشنی به آیۀ هشتم سورۀ آل عمران اشاره دارد ـ حاوی نکات قابل توجهی است: یکم، از راسخان در علم ـ که بنا به سیاق ظاهری آیه، گویندۀ دعای یاد شده در سورۀ آل عمران هستند
[١]. فی المثل ر.ک: سورۀ بقره، آیۀ ٧٥، ٨٩، ١٠١، ١٠٩، ١١٣، ١٤٦، ١٧٤ ٢١٣ و....
[٢]. جامع البیان، ج٣، ص١٨٣، ح ٦٦٢٣؛ نیز ر.ک: همان، ح ٦٦٢٦ و ٦٦٢٧ و نیز ص١٨٥، ح ٦٦٣٦، ٦٦٣٧ و ٦٦٣٨.
[٣]. ر.ک: تفسیر القرآن العظیم، ج٢، ص٥٩٩؛الاتقان، ج٢، ص٥٠٥؛ جامع البیان، ج٣، ص١٨٥.
[٤]. ر.ک: الکشف والبیان، ج٣، ص١٦.