یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥ - عرفان حافظ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٩٥
یعقوب را دو دیده ز حسرت سفید شد و آوازهای ز مصر به کنعان نمیرسد
از حشمت اهل جهل به کیوان رسیدهاند جز آه اهل فضل به کیوان نمیرسد
صوفی بشوی زنگ دل خود به آب می کز شست وشوی خرقه غفران نمیرسد
حافظ صبور باش که در راه عاشقی هرکس که جان نداد به جانان نمیرسد
این ابیات در دیوان قزوینی نیست ولی در دیوان انجوی هست.
انجوی در مقدمه، ص ٦٩، میگوید:
در هر عصری افرادی هستند که هنرمند به دنیا میآیند و در عالم احساس خود نشو و نما و زندگی میکنند، هرچند زاده ذوق آنان موجب تیره بختی و وبال جانشان باشد قادر نیستند از آن روی برتابند ... هرگاه بخواهند از زشتیهای دوره خود فرار کنند و خود را به دست فراموشی سپارند، به عالم هنر درونی بازمی گردند. بر اثر همین نیاز به فراموشی است که به هنر رو آورده درواقع به سوی فراموشخانه خود رهسپار میشوند. اکثر این افراد نه فقط آسودگی خاطر ندارند بلکه غالباً از حیث معیشت هم در منتهای تنگدستی و عسرتند.
پی پارهای نمیکنم از هیچ استخوان تا صدهزار زخم به دندان نمیرسد
از حشمت اهل جهل به کیوان رسیدهاند جز آه اهل فضل به کیوان نمیرسد
علیهذا طبق تز آقای انجوی، حافظ یک شاعر صرفاً شاعر به معنی یک هنرمند صرفاً هنرمند است که شعر و هنر برای او هدف است و بس.