یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥ - عرفان حافظ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٨٥
درست و تمام و بالنتیجه کامل میبیند.
ما لیس موزونا کبعض من نقم ففی نظام الکل کل منتظم
مؤید این نظر این است که در ابیات بعد میگوید:
چشمم از آینه داران خط و خالش گشت لبم از بوسه ربایان بر و دوشش باد
نرگس مست نوازش کن مردم دارش خون عاشق به قدحگر بخورد نوشش باد
سراسر این دو بیت خوشبینی و خوبی دیدن است.
ایضاً در صفحات ٦٢- ٦٤ یک عده اشعار که دلالت بر حیرت میکرد نقل کردیم و گفتیم میگویند این حیرت همان شک و اعتراض است. ولی حقیقت این است که این اشعار همه ناظر بر این حقیقت است که تنها راه وصول به حقیقت و یقین و یگانه وسیله رسیدن به راز درون پرده، راه عشق و سلوک است همچنان که راه زهد و عبادت خشک نیز راه وصول به راز خلقت نیست.
سخن از مطرب و میگوی و راز دهر کمتر جو که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
یعنی از عرفان سخن بگو نه از فلسفه- رجوع شود به خود آن اشعار که در ص ٦٢- ٦٤ گذشت و به یک سلسله اشعار دیگر تفسیرکننده در خود حافظ (ایضاً ورقههای «شک و تحیر حافظ»).
راز درون پرده ز رندان مست پرس کاین حال نیست زاهد عالی مقام را
در این بیت مخاطب زاهد است.
اما بحث انسان:
اولین بحث، کون جامع بودن انسان، مظهر تام بودن اوست که حافظ معمولًا از آن به جام جهان نما تعبیر میکند، یا آیینه شاهی که شاه را (خدا را) مینمایاند و امثال اینها.
میگوید: