یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٢
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٤٣٢
میشود بار است.
مثلًا همیشه وصول به همه مطلوبات و آرزوها و برخورداری کامل از مواهب خلقت مستلزم رضا به وضع حاضر و راحت و سکون و بازماندن از جهش و جنبش است. همواره ملتهایی که به هدفهای خود میرسند بنای تن پروری و ظلم و قساوت و فساد را میگذارند ونوعی عدم رضا ولی به صورت بیزاری از حیات- نه به صورت شوق به مطلوب که در فاقدها یافت میشود- در آنها پدید میآید، معمولًا سلامت و امنیت که جزء مطلوبها و ارکان سعادت بشر است از میان میرود، توجه به مسکرات و مخدرات پیدا میشود.
آیا نباید گفت عامل اصلی سعادت بشر این است که هدف و مطلوب داشته باشد و هدف و مطلوب داشتن ملازم است با فقدان؟ به طور کلی هر حرکت و جنبشی ناشی از احتیاج و فقدان است [١]؛ گرسنگی و تشنگی است که انسان را به سوی نان و آب برمیانگیزد و لذت انسان از غذا و آب، متناسب است با میزان تشنگی و گرسنگی او. اگر درد گرسنگی و تشنگی نباشد لذت سیری و سیرابی هم نیست.
ایده آلهای اجتماعی، استقلال طلبی، آزادی خواهی، عدالت خواهی همه ناشی از وجود بردگیها و ظلمها و اختناقها و بیاعتناییها و تحقیرها و زندگیهای طبقاتی است.
مولوی میگوید:
از جهان ده بانگ میآید به ضد تا کدامین را تو باشی مستعد
قرآن میفرماید: و نفس و ما سوّیها فالهمها فجورها و تقواها.
میدانیم که معنی الهام فجور و تقوا اعلام خوبی و بدی صرف نیست، بلکه میل به تقوا و میل به فجور است. اگر میل به فجور و خود فجور نبود، پشیمانی و توبه و تقوا معنی نداشت. در حدیث است خداوند فرمود: اگر بندگانم معصیت نمیکردند، بندگان دیگری میآفریدم که
[١] پایه فلسفی این مطلب تقریباً همان است که حکما از قبیل شیخ در طبیعیات شفا، صفحه ١٤٣ و صدرا در جلد اول اسفار، صفحه ٢٢٤ گفتهاند که حرکت طبعی و قسری ملازم یکدیگرند، اگر حرکت قسری نباشد حرکت طبعی هم نیست.