یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٨ - یادداشت خیر و شر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٤١٨
بعد خودش میگوید:
نظام علت و معلول خود به خود تفاوت و نقص به وجود میآورد:
و بالجملة الابداع یوجب نقصان المبدع عن المبدع و الّا لم یکن احدهما بکونهما مبدِعاً و الاخر مبدَعاً اولی من العکس فاذن من الضرورة ان لایکون ممکن ما خالیاً عن نقص و قصور [١] و من الضرورة ان یکون النقص فی عالم النفوس اکثر منه فی عالم العقول و فی عالم الطبایع اکثر و او فر مما فی عالم النفوس و فی عالم العناصر اکثر مما فی عالم الافلاک و هکذا الی ینتهی الی مادة مشترکة لاخیریة فیها الّا القوة و الاستعداد ...
١٧. صفحه ١١٧ درباره فواید شرور:
فایده تضاد و کون و فساد:
فقد تبین ان اللانهایة فی الاشخاص و النفوس التی اقتضتها العنایة الازلیة من ضرورتها وقوع الاستحالة و التضاد [٢] فی عالم الکون و الفساد و لولا التضاد لما صحّ الکون و الفساد و لولا الکون و الفساد ما امکن وجود اشخاص غیر متناهیة ولا التی هی اشرف منها و هی النفوس الغیر المتناهیة الحیوانیة ولا التی هی اشرف من القبیلتین و هی النفوس الغیر المتناهیة النطقیة و کون الصور و الکیفیات مضاداً بعضها لبعض.
لولا التضاد ما صحّ دوام الفیض عن المبدأ الجواد:
قد عرفت انها لیست بفعل فاعل بل من لوازم وجودها القدری المادی و من ضرورة التفاعل بینها حتی یقع الاعتدال و یحصل به کمال
[١] اینجاست که ضمناً جواب یک شبهه عامیانه داده میشود و آن اینکه خلاف عدالت است که خداوند خدایی را به خودش داده و بندگی را به من، یا اینکه فرشته را فرشته آفریده و انسان را انسان. اینها خیال کردهاند که وجود دادن نظیر پول دادن است، همه را به صف کشیدهاند و قسمت کردهاند و در قسمت تبعیض قائل شدهاند.
تبعیض نیست، تفاوت ذاتی است و میان اینها فرق است.
[٢] البته مقصود این نیست که تضاد را به خاطر اینکه فیض بتواند ادامه یابد به وجود آوردند، زیرا تضاد لامجعول است، بلکه مقصود این است که این فایده قهراً بر تضاد و اضداد بار است.