یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٦ - یادداشت خیر و شر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٤١٦
فلسفه الحاد و فلسفه بدبینی و نوعی تلازم میان آنها:
ج. نه تنها فلسفه الحاد بلکه فلسفه بدبینی و فلاسفه بدبین نیز مولود پدیده شرور در خلقتاند. این دو فلسفه به ظاهر ملازم نیستند، اما پس از دقت معلوم میشود که ملازماند.
د. غربیها این اشکال را بلاجواب میدانند و متدینین به یک جواب اجمالی قناعت میکنند.
ه. حکما شرور را عدمی میدانند؛ معنی این سخن.
و. شرور یا اعدامند یا وجودات مؤدّی به اعدام. اعدام، شر بالذات و فی نفسه میباشند و وجودات، شر بالعرض و بالقیاس (شر نسبی) و چون شر بالعرضاند از آن جهت که شرند غیر مجعولند [١] ز. تعریف شر ح. اخلاق و افعال مذمومه و همچنین آفات و امراض، شر بالقیاس میباشند و همچنین آلام و اوجاع.
ط. شرور یا از ابتدا عارض میشوند و یا بعد ملحق میگردند.
ی. تقسیم ارسطویی اشیاء از نظر غلبه خیر و شر یا. تمام شرور بالقیاس از قبیل آتش و موذیها و اغذیه و ادویه سمی (و حتی میکروبها و بیماریها و آفات ارضی و سماوی) خیر آنها بر شر آنها غالب است.
یب. ارزش نظریه افلاطون در دفع شبهه ثنوی و ارزش نظریه ارسطو در دفع شبهه حکمت بالغه (و حتی عدالت) است. جواب ارسطویی همان بیان حکیمانه جواب عامیانه است که در نمره «د» گذشت [٢] یج. منشأ پیدایش شرور و اعدام قابلیت ماده است از برای
[١] اینجاست که ما در [پاورقی صفحه ٤١١] اشاره کردیم که پس از آنکه از عدمی بودن شر فارغ شدیم، سؤال دیگری [پیش] میآید که چرا این اعدام- البته اعدام ملکات- به وجود میآید؟ جواب این است: به واسطه تضاد و قبول تضاد. باز سؤال که چرا تضاد و اضداد آفریده شده است؟ جواب این است: تضاد مجعول نیست نظیر عدم قبول تراص در کرات، و اما اضداد وجودشان خیر است؛ نه تنها اصل وجودشان خیر است، بلکه در خود تضاد هم خیرهاست.[٢] ولی مجدداً در حاشیه ایراد کردیم.