یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٠ - یادداشت خیر و شر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٤١٠
فی العین و من حیث هو فی العین لایجوز ان یکون الّا شراً و لیس له جهة اخری یکون بها غیر شر بخلاف ذلک الامر الوجودی المضر المولم، فان الحرارة الموذیة او الخلط اللذاع او السم القاتل یتصور لها نحو وجود اخر لاتکون بحسبه شراً بل خیراً.
شر نسبی است:
از اینجا معلوم میشود که هر امر وجودی که شر است، به حسب وجود بالقیاس و وجود نسبی شر است نه به حسب وجودش فی حد ذاته [١] در مقاله ١٤ [کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم] آقای طباطبایی فقط به همین نکته اکتفا کردهاند.
اما قسم دوم، آن چیزی که امر وجودی مضر و امر عدمی مضر رویه، اتحاد در وجود و در ادراک ندارند، مثل ابر که مانع تابش آفتاب میشود. (قهراً باید گفت اینها نیز شر بالقیاس میباشند.)
در اسفار، صفحه ١١٣، بعد چنین میگوید:
تعریف شر:
فالشر بالذات هو العدم و لا کل عدم بل عدم واصل الی الشی ء و لاکل عدم واصل الی الشی ء، فان عدم الحلاوة فی قوة السمع و البصر لیس بشر لهما بل عدم واصل الیه یکون عدم مقتضی طبیعة من الکمالات التی تخص لنوعه و طبیعته.
شر بالذات و بالعرض. هر شر بالقیاس شر بالعرض است:
و اما الوجودات فهی کلها خیرات، اما مطلقاًای بالذات و بالقیاس جمیعاً او بالذات و لکن قد یعرضها بالقیاس الی بعض الاشیاء
[١] مولوی میگوید:
زهر مار آن مار را باشد حیات لیک آن مر آدمی را شد ممات پس بد مطلق نباشد در جهان بد به نسبت باشد این را هم بدان حقیقت این است که بد مطلق را در برابر بد نسبی قرار دادن در این بیت مولوی درست نیست، خصوصاً با ذکر مثال زهرمار. باید در اینجا بدِنفسی میگفت. بد مطلق در مَثَل خیر مطلق در مقابل اضافی است، به این معنی که ذات باری تعالی بالقیاس به همه اشیاء خیر است، و بد مطلق یعنی چیزی که بالقیاس به همه اشیاء شر است.