یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤١ - خطابه و منبر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٣٤١
الایتقون. قال رب انی اخاف ان یکذبون. و یضیق صدری و لاینطلق لسانی فارسل الی هارون.
د. قصص، آیه ٣٣- ٣٤:
قال رب انی قتلت منهم نفساً فأخاف ان یقتلون و اخی هارون هو افصح منی لساناً فارسله معی ردء اً یصدّقنی.
شاید مقصود از کلمه «یصدّقنی» شهادت او بر تصدیق نباشد، زیرا چه اثری میتواند تصدیق هارون برای موسی داشته باشد در صورتی که خود هارون هم مثل موسی از نظر فرعون مدعی است و شهادتش اثر ندارد. مقصود این است که او کاری کند با فصاحت بیانش که سبب اقناع مردم و تصدیق من گردد، همان اثری که شهادت در مواردی دارد.
٢٥. در مجمع البحرین ماده «خطب» میگوید: «و کان یقال لشعیب علیه السلام خطیب الانبیاء.» در تفسیر صافی درباره اصحاب کهف حدیثی نقل میکند: کانوا صیارفة کلام لاصیارفة دراهم- رجوع شود به ورقه «سخن».
٢٦. در مفردات راغب، ماده وعظ میگوید:
الوعظ زجر مقترن بالتخویف و قال الخلیل هو التذکیر بالخیر فیما برق له القلب.
فرق وعظ و خطابه:
بنابراین وعظ جنبه منع و اندرز و بازداشتن و قیام علیه هوای نفس دارد، خواه به صورت تخویف باشد و یا به صورت تذکر خیرات باشد. به هر حال در جایی وعظ اطلاق میگردد که منشأ رقّت و نرمی در دل گردد.
انواع خطابه:
اما خطبه و خطابه اعم است؛ ممکن است وعظ باشد و ممکن است جنبه حماسی داشته باشد، ممکن است تحریک غیرتها و