یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٧ - خطابه و منبر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٣٢٧
١٠. در جلد ١ ضحی الاسلام، صفحه ١٧٥:
قال یزید بن معاویة یعدو فضل بیته علی زیادبن ابیه لقد نقلناک من ولاء ثقیف الی عز قریش و من عبید الی ابی سفیان و من القلم الی المنابر.
میگوید از اینجا معلوم میشود که مقام منبر از مقام قلم بالاتر بوده، زیرا شأن ائمه و ولات بوده است برعکس حالا که مقام قلم بالاتر است.
١١. داستان «انتم الی امام فعال احوج منکم الی امام قوّال» رجوع شود به ابن ابی الحدید، جلد ٣، ذیل خطبه الا ان اللسان بضعة من الانسان.
١٢. در عصر ما هیچ خطیبی خطابه هایش به اندازه خطابههای مرحوم سیدجمال الدین اسدآبادی عمیق و مفید و آگاه کننده نبوده است. خطابه ممکن است که تنها جنبه تسکین داشته باشد، البته در مقابل شهوات و این موعظه است نه خطابه و به جای خود مفید و لازم هم هست ولی خطیب گذشته از جنبه وعظ باید جنبه تحریک هم داشته باشد، اگرچه در خود قرآن آنجا که از موعظه نام میبرد درباره قیام نام میبرد: قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموا ... ممکن است معنی موعظه مطلق نصیحت باشد و ممکن است در اینجا چون قیام للَّه ملزوم یک نوع رقّت و تذکر است، گفته شده.
١٣. در اسلام بعضی به نام خطیب و بعضی به نام واعظ معروفند، مثل خطیب بغدادی صاحب تاریخ بغداد و خطیب تبریزی صاحب متن مطوّل و خطیب رازی فخرالدین و خطیب دمشقی و خطیب مصری و خطیب حصفکی (ابن خلّکان، نمره ٧٧٥) و از آن طرف ملاحسین واعظ کاشفی وابن جوزی و شیخ جعفر شوشتری.
١٤. صعصعة بن صوحان عبدی به نقل جاحظ در البیان و التبیین خطیب بوده و گاهی علی علیه السلام به او میگفت: بایست و خطابه انشاء