مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٨ - فلسفه گریه بر شهید
آدمِ در چاه افتاده با چاه و رابطه مرغ با قفس میدانستهاند. قهراً از نظر این مکتبها مردن خلاصی و آزادی است، خودکشی مجاز است. میگویند «مانی» مدعی معروف پیغمبری چنین نظریهای داشت. طبق این نظریه ارزش مرگ ارزش مثبت است، مرگ برای هرکس باید امر مطلوبی باشد، مرگ هیچ کس تأسف ندارد، آزادی از زندان و بیرون آمدن از چاه و شکسته شدن قفس تأسف ندارد، شادی دارد.
نظریه دیگر این است که مرگ عدم و نیستی است، فنای کامل است، «نابودی» است. برعکس، زندگی وجود و هستی است، «بود» است. بدیهی و بلکه غریزی است که هستی بر نیستی، بود بر نبود ترجیح دارد. زندگی هرچه باشد و به هر شکل باشد بر مرگ ترجیح دارد.
مولوی به جالینوس، طبیب معروف اسکندرانی نسبت میدهد که گفته است:
من زندگی را به هر حال و به هر شکل بر مرگ ترجیح میدهم هرچند شکل زندگی منحصر به این شود که در شکم استری باشم و سرم از زیر دم استر برای تنفس بیرون باشد.
آنچنان که گفت جالینوس راد | از هوای این جهان و این مراد | |