مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥ - پرسش و پاسخ
مردم، عدالت را هم که خود فیحد ذاته یک ارزش است در سایه آن ارزش میخواستند و علت این که این نهضتِ عدالت خواهی ما اوج گرفت این بود که در عین این که عدالت خواهی بود خدا خواهی و اسلام خواهی بود، و الّا من هرگز نگفتم که مردم دنیا به طور کلی عدالت را در سایه خدا میخواهند، اگر مسئله خدا مطرح نباشد عدالت را نمیخواهند. در ایران ما متناسب با روحیه ایرانی آنهم در قشر عظیمی از مردم ما که حتما اکثریت مردم ما هستند عدالت را به عنوان یک ارزش در ظلّ یک ارزش بزرگتر- که خدا بود- میخواستند و مردم ما آنجا که میدیدند میان این دو تفکیک میشود، میخواهند عدالت را به او بدهند ولی خدا را از او بگیرند چنین عدالتی را نمیخواستند. اگر به مردم ما میگفتند ما میخواهیم عدالت را به تو بدهیم به قیمت این که اسلام را از تو بگیریم، ملت ما قبول نمیکرد؛ حاضر بود با همان ظلم بسازد ولی اسلامش را- تا همان اندازهای که داشت- از دست ندهد.
- عدالت واقعی اصلا پذیرش خداست، یعنی اگر کسی خدا را نپذیرد اصلا عدالت را نپذیرفته.
پاسخ: آن بحث دیگری است، حرف شما را قبول دارم ولی جای بحث بیشتری است.
سؤال: فرمودید نشر کتب ضلال در اسلام ممنوع است، آیا این بدان معناست که از نشر کتبی که از این دستهاند جلوگیری یا این کتب سانسور شود یا با این قبیل انتشارات از طریق نشر کتبی در زمینه بیاثر ساختن آثار ضلال مبارزه شود؟ اهمیت امر از این جهت است که طریقه اول موجب اختناق خواهد بود- که خود به آن اشاره فرمودید- و دومی دارای اثر تدریجی.
پاسخ: خیال میکنم آنچه قبلا عرض کردم کافی بود. من اول کتابها را دو دسته کردم:
یکی کتابهایی که ولو ضد دین، ضد اسلام، ضد خداست ولی بر اساس یک منطق است، واقعا یک کسی به یک طرز تفکر خاصی رسیده، طرز تفکر خودش را دارد عرضه میدارد که این امر زیاد است، یعنی ما واقعا احساس میکنیم که بعضی افراد