مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨ - ماهیت نهضت
آمریکا، مظلوم و محروم را همان اندازه به هیجان میآورد که برکنار مانده را، استثمار نشده در همان حد احساس ضد استثمار پیدا میکند که استثمار شده.
این نهضت یکی از صدها واقعیتهای عینی تاریخی است که بیپایگی نظریه مفسران مادی تاریخ و طرفداران ماتریالیسم تاریخی را- که اقتصاد را زیر بنای جامعه معرفی میکنند و هر جنبش اجتماعی را انعکاسی از تضادهای طبقاتی میدانند و همواره دست توسلشان به سوی دامن کشدار درگیریهای مادی و تضادهای طبقاتی دراز است و همه راهها را به شکم منتهی میفرمایند- برملا میکند.
این نهضت نهضتی است از تیپ نهضت پیامبران، یعنی برخاسته از «خود آگاهی الهی» یا «خدا آگاهی». این خود آگاهی ریشهاش در اعماق فطرت بشر است، از ضمیر باطن سرچشمه میگیرد. هرگاه تذکری پیامبرانه شعور فطری بشر را به خالق و آفریدگارش، به اصل و ریشهاش، به شهر و دیاری که از آنجا آمده و یک آشنایی مرموز نسبت به آنجا در خود احساس میکند، بیدار سازد، این بیداری خود به خود به دلبستگی به ذات جمیل علی الاطلاق منتهی میگردد.
دلبستگی به خدا که سرسلسله ارزشهاست به دنبال خود دلبستگی به کمال و زیبایی و عدل و برابری و گذشت و فداکاری و افاضه و خیررسانی در او به وجود میآورد.
آن احساسی که پیامبران در انسان بیدار میکنند، یعنی احساس خداجویی و خدا پرستی که در فطرت هر فرد نهفته است و او را جویای تعالی و متنفر از کاستی و پستی در هر شکل و هر مظهر مینماید، به انسان ایده میدهد، او را طرفدار حق و حقیقت از آن جهت که حق و حقیقت است (نه از آن جهت که پیوندی با منافعش دارد) مینماید و دشمن باطل و پوچی میکند از آن جهت که باطل، باطل است و پوچی، پوچی است فارغ از هر منفعت یا زیانی. عدالت و برابری و راستی و درستی از آن جهت که ارزشهای خدایی هستند، خود به صورت هدف و مطلوب در میآیند نه صرفاً وسیلهای برای پیروزی در تنازع زندگی.
انسانی که بیداری خدایی پیدا میکند و ارزشهای متعالی انسانی برایش به صورت هدف در میآیند، از اینکه طرفدار یک فرد به عنوان یک فرد ویا دشمن یک شخص به عنوان یک شخص بشود آزاد میشود. او دیگرطرفدار عدل است نه عادل، دشمن ظلم است نه ظالم؛ طرفداریاش از عادل و دشمنیاش با ظالم از