مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩ - ماهیت نهضت
عقدههای روانی و شخصی ناشی نمیشود، اصولی و مسلکی است.
وجدان اسلامی بیدار شده جامعه ما، او را در جستجوی ارزشهای اسلامی برانگیخته است و این وجدان مشترک و روح جمعی جوشان جامعه است که طبقات مختلف و احیاناً متضاد را در یک حرکت هماهنگ به راه انداخته است.
و اما از نظر ریشه: ریشه این نهضت را در جریانهای نیم قرن اخیر کشور از نظر تصادم آن جریانها با روح اسلامی این جامعه باید جستجو کرد.
در نیم قرن اخیر جریانهایی رخ داده که بر ضد اهداف عالیه اسلامی و در جهت مخالف آرمانهای مصلحان صد ساله اخیر بوده و هست و طبعاً نمیتوانست برای همیشه از طرف جامعه ما بدون عکسالعمل بماند.
آنچه در این نیم قرن در جامعه اسلامی ایران رخ داد عبارت است از:
* استبدادی خشن و وحشی و سلب هر نوع آزادی.
* نفوذ استعمار نو، یعنی شکل نامرئی و خطرناک استعمار، چه از جنبه سیاسی و چه از جنبه اقتصادی و چه از جنبه فرهنگی.
* دور نگه داشتن دین از سیاست، بلکه بیرون کردن دین از میدان سیاست.
* کوشش برای بازگرداندن ایران به جاهلیت قبل از اسلام و احیای شعارهای مجوسی و میراندن شعارهای اصیل اسلامی.
تغییر تاریخ هجری محمدی به تاریخ مجوسی یک نمونه آن است.
* قلب و تحریف در میراث گرانقدر فرهنگ اسلامی و صادر کردن شناسنامه جعلی برای این فرهنگ به نام فرهنگ موهوم ایرانی.
* تبلیغ و اشاعه مارکسیسم دولتی، یعنی جنبههای الحادی مارکسیسم منهای جنبههای سیاسی و اجتماعی آن. چنانکه میدانیم عناصر خود فروخته مارکسیست به یک توافق با دستگاه حکومت نائل گردیدند و آن، تبلیغ جنبههای الحادی و ماتریالیستی و ضدمذهبی مارکسیسم و سکوت از جنبههای سیاسی و اجتماعی آن است. ما در دانشگاه از نزدیک شاهد اینگونه فعالیتهای عناصر مارکسیست که در زیر چتر حمایت بی دریغ دستگاه، خوشبخت میزیستند بودیم.
* کشتارهای بیرحمانه و ارزش قائل نشدن برای خون مسلمانان ایرانی و همچنین زندانها و شکنجهها برای متهمان سیاسی.
* تبعیض و ازدیاد روز افزون شکاف طبقاتی علی رغم اصلاحات ظاهری