مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٨ - عوام زدگی
عوام زدگی
جامعه در بسیاری از حالات مانند فرد است، از آن جمله آفتزدگی است. البته آفت اجتماع متناسب و مخصوص به خود اجتماع است. هر جامعهای نیز یک نوع آفت مخصوص به خود دارد. آفتی که جامعه روحانیت ما را فلج کرده و از پا درآورده است «عوامزدگی» است. عوامزدگی از سیلزدگی، زلزلهزدگی، مار و عقربزدگی بالاتر است. این آفت عظیم معلول نظام مالی ماست.
روحانیت ما در اثر آفت عوامزدگی نمیتواند چنان که باید، پیشرو باشد و از جلو قافله حرکت کند و به معنی صحیح کلمه هادی قافله باشد، مجبور است در عقب قافله حرکت کند. خاصیت عوام این است که همیشه با گذشته و آنچه به آن خو گرفته پیمان بسته است، حق و باطل را تمیز نمیدهد. عوام هر تازهای را بدعت یا هوا و هوس میخواند، ناموس خلقت و مقتضای فطرت و طبیعت را نمیشناسد، از این رو با هر نوی مخالفت میکند و همیشه طرفدار حفظ وضع موجود است.
ما هماکنون میبینیم که عوامالناس به مسائلی جدی از نوع توزیع عادلانه ثروت، عدالت اجتماعی، تعلیمات عمومی، حاکمیت ملی و امثال این مسائل که پیوند ناگسستنی با اسلام دارند و اسلام است که عنوانکننده این حقایق و مدافع آنهاست، به آن چشم نگاه میکنند که به یک هوس کودکانه.
روحانیت عوامزده ما چارهای ندارد از این که آنگاه که مسئلهای اجتماعی میخواهد عنوان کند، به دنبال مسائل سطحی و غیر اصولی برود و از مسائل اصولی صرفنظر کند، و یا طوری نسبت به این مسائل اظهارنظر کند که با کمال تأسف علامت تأخّر و منسوخیت اسلام به شمار رود و وسیله به دست دشمنان اسلام بدهد.
افسوس که این آفت عظیم دست و پاها را بسته است و اگر نه کاملًا روشن میشد که اسلام در هر عصر و زمانی واقعاً تازه است: لا تَفْنی غَرائِبُهُ وَ لا تَنْقَضی عَجائِبُهُ [١]، معلوم میشد که حتی عمیقترین سیستمهای اجتماعی قرن ما قادر نیست با آنچه اسلام آورده رقابت کند.
روحانیت عوامزده ما چارهای ندارد از این که همواره سکوت را بر منطق، سکون را بر تحرّک، نفی را بر اثبات ترجیح دهد، زیرا موافق طبیعت عوام است.
[١]
. نهجالبلاغه، خطبه ١٥٠: [غرائب آن تمام نمیشود و شگفتیهای آن از بین نمیرود.]