مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٥ - گریه بر شهید
این شفاعت، شفاعت هدایت است؛ ظهور و تجسم حقایقی است که در دنیا وقوع یافته است. بعد از انبیا و اوصیا و علمایی که پیرو واقعی آنها بودند، شهدا هستند که گروه گروه مردم را از ظلمات گمراهی نجات داده و به شاهراه روشن هدایت رساندهاند.
امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: خدا شهدا را در قیامت با بهاء و جلالی و با عظمت و نورانیتی وارد میکند که اگر انبیا از مقابل اینها بگذرند و سوار باشند، به احترام اینها پیاده میشوند. اینقدر خدا شهید را با جلالت وارد عرصه قیامت میکند.
گریه بر شهید
در صدر اسلام در میان شهدای زمان پیامبر، آن که از همه بیشتر درخشید و به او لقب «سیدالشهداء» یعنی سالار شهیدان در آن زمان دادند، جناب حمزة بن عبدالمطّلب عموی بزرگوار رسول اکرم بود که در احد شهید شد.
آنان که به زیارت مدینه مشرف شدهاند حتماً به احد هم مشرف شدهاند و قبر حمزه را در احد زیارت کردهاند.
حمزه که از مکه به مدینه مهاجرت کرده بود، کسی نداشت، خودش تنها بود.
وقتی که پیامبر اکرم از احد برگشت به مدینه، دید در خانه همه شهدا گریه هست جز خانه جناب حمزه؛ حضرت فقط یک جمله فرمود: «امّا حَمْزَةُ فَلا بَواکی لَهُ» یعنی همه شهدا گریهکننده دارند جز حمزه که گریهکننده ندارد. تا این جمله را فرمود، صحابه رفتند به خانههایشان و گفتند: پیامبر فرمود حمزه گریهکننده ندارد. زنانی که برای فرزندان خودشان یا شوهرانشان یا پدرانشان یا برادرانشان میگریستند، به احترام پیامبر و به احترام جناب حمزة بن عبدالمطّلب آمدند به خانه حمزه و برای حمزه گریستند؛ و بعد از این دیگر سنت شد هرکس برای هر شهیدی که میخواست بگرید، اول میرفت خانه جناب حمزه و برای او میگریست.
این جریان نشان داد که اسلام با اینکه با گریه بر میت (میت عادی) چندان روی خوشی نشان نداده است، مایل است که مردم بر شهید بگریند، زیرا شهید حماسه آفریده است و گریه بر شهید، شرکت در حماسه او و هماهنگی با روح او و موافقت با نشاط او و حرکت در موج اوست.
بعد از حادثه عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام که همه شهادتها را