مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤ - دو امتیاز
بیخبری و عجز فنی و صنعتی مسلمانان به پیکار برخاسته بود، متوجه خطرهای تجددگراییهای افراطی بود. او میخواست مسلمانان علوم و صنایع غربی را فراگیرند، اما با اینکه اصول تفکر مسلمانان یعنی جهانبینی آنها جهانبینی غربی گردد و جهان را با همان عینک ببینند که غرب میبیند مخالف بود. او مسلمانان را دعوت میکرد که علوم غربی را بگیرند اما از اینکه به مکتبهای غربی بپیوندند آنها را برحذر میداشت. سید جمال همان گونه که با استعمار سیاسی غرب پیکار میکرد با استعمار فرهنگی نیز در ستیزه بود. با متجددانی که جهان را و احیاناً قرآن و مفاهیم اسلامی را میخواستند از دیدگاه غربی تفسیر کنند مبارزه میکرد. توجیه و تأویل مفاهیم ماوراءالطبیعی قرآن و تطبیق آنها را به امور حسی و مادی جایز نمیشمرد.
سید جمال هنگامی که از مصر به هند رفت و با افکار سِر سید احمدخان هندی- که زمانی قهرمان اسلامی اصلاح در هند به شمار میرفت- آشنا شد و دید او سعی دارد مسائل ماوراءالطبیعی را به نام و بهانه علم، توجیه طبیعی کند، غیب و معقول را تعبیر محسوس و مشهود نماید، معجزات را که در قرآن نصّ و صریح است به شکلی رنگ عادی و طبیعی دهد، مفاهیم آسمانی قرآن را زمینی کند، سخت ایستادگی کرد.
یکی از نویسندگان معاصر در مورد سفر سید به هند و موضعش در برابر سید احمدخان مینویسد:
اگر سید احمد از اصلاح دین سخن میگفت، سید جمال مسلمانان را از فریبکاری برخی مصلحان و خطرات افراط در اصلاح برحذر میداشت.
اگر سید احمد ضرورت فرا گرفتن اندیشههای نو را برای مسلمانان تأکید میکرد، سید جمال بر این موضوع اصرار داشت که اعتقادات دینی بیش از هر عامل دیگر افراد انسان را به رفتار درست رهنمون میشود، و اگر سید احمد مسلمانان را به پیروی از شیوههای نو در تربیت تشویق میکرد، سید جمال این شیوهها را طبعاً برای دین و قومیت مردم هند زیانآور میدانست. بدینسان سید جمال که تا آن زمان به جانبداری از اندیشهها و دانشهای نو نامبردار شده بود، به هنگام اقامت در هند، در برابر متفکر نوخواهی چون سید احمد ناگزیر به پاسداری از عقاید و سنن قدیمی مسلمانان شهرت یافت. با این وصف در این دوره نیز از رأی پیشین خود