مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥ - واژه اصلاح
جز اصلاح تا آخرین حد توانایی منظوری ندارم. موفقیتم جز به دست خدا نیست. تنها بر ذات مقدس او توکل میکنم و تنها به سوی او بازخواهم گشت.
و برعکس، ادعای اصلاح منافقین را به شدت تخطئه میکند:
وَ اذا قیلَ لَهُمْ لاتُفْسِدوا فِی الْارْضِ قالوا انَّما نَحْنُ مُصْلِحونَ. الا انَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدونَ وَلکنْ لایشْعُرونَ [١].
هرگاه به آنها گفته شود در زمین فساد مکنید، میگویند ما فقط اصلاحگرانیم. آگاه باشید که همینها مفسدانند و خود هم به دقت درک نمیکنند.
اصلاحطلبی یک روحیه اسلامی است. هر مسلمانی به حکم اینکه مسلمان است خواهناخواه اصلاحطلب و لااقل طرفدار اصلاحطلبی است زیرا اصلاحطلبی، هم به عنوان یک شأن پیامبری در قرآن مطرح است و هم مصداق امر به معروف و نهی از منکر است که از ارکان تعلیمات اجتماعی اسلام است. البته هر امر به معروف و نهی از منکر لزوماً مصداق اصلاح اجتماعی نیست ولی هر اصلاح اجتماعی مصداق امر به معروف و نهی از منکر هست. پس هر مسلمان آشنا به وظیفه از آن جهت که خود را موظف به امر به معروف و نهی از منکر میداند، نسبت به اصلاح اجتماعی حساسیت خاص دارد.
ضمناً لازم است به یک نکته توجه دهیم که در عصر ما نسبت به اصلاحات اجتماعی حساسیت مثبت و مبارکی پیدا شده که قابل تقدیر است، اما این جهت احیاناً به نوعی افراطگرایی کشیده میشود که هر خدمتی جز اصلاح اجتماعی به هیچ گرفته میشود. هر خدمتی با معیار اصلاح سنجیده میشود و ارزش هر شخصیتی به میزان دخالتش در اصلاحات اجتماعی معتبر شناخته میشود. این طرز تفکر هم به نظر میرسد صحیح نیست، زیرا هرچند اصلاح اجتماعی جامعه خدمت
[١]. بقره/ ١١ و ١٢.