مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٢ - پرسش و پاسخ
میان مردم خرد میشد؛ یعنی اساس در تشیع بر استقلال روحانیت است و هر وقت روحانیین به دستگاههای سلطنت و حکومت نزدیک شدهاند به زمین خوردهاند.
روحانیت شیعه به حکم این که استقلال داشت میتوانست در مقابل حکومتها ایستادگی کند ولی روحانیتهای اهل تسنن به حکم وابستگیاش نمیتوانست در مقابل حکومتها ایستادگی کند. نهضتهای اسلامی در غیر شیعه شاید اغلب از میان غیر روحانیین برخاسته، ولی در شیعه اغلب رهبریاش با روحانیین بوده است.
پس این فرق میان نهضت ما و نهضتهای اسلامی دیگر وجود دارد.
سؤال: تا چه مرحله، اسلام احزاب اشتراکی را تأیید مینماید؟
پاسخ: یک حزب مادام که از روی صداقت در مسیر عقیده خودش حرکت میکند از نظر اسلام قابل قبول است. این، حرف کلی من است: هر فردی، هر گروهی، هر حزبی مادام که از روی صداقت در مسیر فکر خود حرکت کند در جامعه اسلامی پذیرفته است یعنی جامعه اسلامی با او مبارزه میکند ولی مبارزه فرهنگی و فکری نه مبارزه نظامی. ولی اگر گروهی- ولو حزب اسلامی باشد، ایدئولوژی اسلامی را مطرح کند و اساسنامهاش بر اساس اسلام باشد- در کار خودش صداقت ندارد، دروغ میگوید و همان اسلام را وسیله اغفال مردم قرار داده، این معنی ندارد که آزاد باشد.
- سؤال این بود که چه احزابی را اسلام تأیید میکند در صورتی که شما فرمودید «میپذیرد».
پاسخ: تأیید به معنای این که مهر تأیید به آن بزند و بگوید من آن را قبول دارم معنایش این است که اساسنامه و تزش را قبول دارم. مسلّم است که اسلام آن حزبی را قبول میکند که اساسنامه و مرامش منطبق با خودش باشد، غیر آن را تأیید نمیکند. نمیتواند روی فکری که بر ضد فکر و ایدئولوژی خودش است مهر تأیید بزند. پس بحث در پذیرفتن و طرد نکردنِ به زور است. هر حزبی، هر مرامی مادام که در فکر خودش صداقت دارد، از روی عقیده و ایمان حرفی را میزند یعنی