مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١ - پرسش و پاسخ
نزدیکتر است از اهل تسنن یعنی در شیعه انحراف از اسلام خیلی کمتر است تا اهل تسنن. البته در شیعه اصلی که هیچ انحرافی نیست، مقصودم تشیعی است که امروز در دست ماست.
[دلیل دیگر، استقلال روحانیت شیعه است. کتابی است به نام روحانیت] [١] پیشرو در نهضت مشروطیت که کتاب خوبی است و [نویسنده آن] یک نفر آمریکایی است که مسلمان شده. آقایانی که در [خارج] بودهاند مثل آقای دکتر یزدی که اینجا هستند او را بهتر از من میشناسند. به هر حال من کتابش را خواندهام خودش را نمیشناسم. در این کتاب این موضوع را خوب تشریح کرده که روحانیت در شیعه از ابتدا مستقل از دستگاههای حکومتی بوده و شیعه هیچ وقت این اصل را نپذیرفته که اولیالامر را بر هر حاکمی تطبیق کند. آیه قرآن که فرمود: یا ایهَا الَّذینَ امَنوا اطیعُوا اللَّهَ وَ اطیعُوا الرَّسولَ وَ اولِی الْامْرِ مِنْکمْ [٢] شیعه از اول، خلفای به ناحق را اولیالامر ندانست یعنی ولایت امر آنها را انکار کرد و تشیع و روحانیت شیعه از اساس بر انکار حقانیت این حکومتهای موجود است. در نتیجه روحانیت در شیعه همیشه یک نهاد متکی به مردم بوده، از بودجه مردم ارتزاق کرده نه از بودجه دولت، و از دولت هیچ وقت ابلاغ نگرفته است.
شخصیتهای بزرگی در میان اهل تسنن بودند اما نظام اجتماعیشان اقتضا میکرده که اینها زیر بلیت حکام باشند. مردی مثل شیخ محمد عبدُه را جامعه زمانی قبول میکرد که خدیو عباس ابلاغ مفتی بودنش را صادر کند. شیخ محمود شلتوت در زمان ما- که واقعا مرد بزرگی بوده و به شیعه هم خیلی خدمت کرده- اگر عبدالناصر به او ابلاغ نمیداد کسی او را به عنوان یک مفتی قبول نمیکرد. در دفترش هم که نشسته بود عکس عبدالناصر بالا سرش بود، مثل یک نوکر دولت بود. اگر در مجالس رسمی وارد میشد حداکثر این بود که همردیف رئیس دیوانعالی کشور یا دادستان کل کشور بنشیند؛ در صورتی که شما میبینید حتی در همین دورههای اخیر یک پیشنماز تهران اگر به هزار زحمت میخواستند که در مجلس مدرسه سپهسالار که شاه نشسته برود پهلوی شاه بنشیند، نمیرفت چون اگر چنین میکرد
[١]. [افتادگی از نوار است.][٢]. نساء/ ٥٩.