مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩ - پرسش و پاسخ
اعتقادی هم داشتند. گاهی بچههایشان را از کوچکی میفرستادند در خانه یهودیها که در آنجا با سواد و تربیت شوند و این بچهها علاقهمند میشدند و مذهب یهود را هم میگرفتند. بعد که اسلام آمد در مدینه و مردم مدینه مسلمان شدند بسیاری از آن بچهها که در خانه یهودیها پرورش پیدا کرده بودند علاقهمند به اینها بودند و وقتی که قرار شد یهودیها جلای وطن کنند و از مدینه بروند این بچهها گفتند ما با اینها میرویم، به خانه شما نمیآییم. پدران اینها آمدند به پیغمبر گفتند تکلیف ما با این بچهها چیست؟ آیا میتوانیم اینها را مجبور کنیم به این که بمانند و اسلام را انتخاب کنند؟ فرمود: نه. این آیه اینجا نازل شد. لا اکراهَ فِی الدّینِ قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی [١].
اجباری نیست، راه راست از راه کج آشکار است. شما اسلام را به بچههایتان عرضه بدارید، مایل بودند اسلام را انتخاب کنند بکنند، مایل هم نبودند و خواستند همراه یهودیها بروند، بروند.
سؤال: اسلام نیز وسیلهای برای انقلاب و مبارزه در راه انقلاب است، این صحیح است ولی انقلاب به معنا و مفهوم واقعی، یعنی انسان واقعا دگرگون و منقلب شود و مرتب از حالت پست به حالت عالی و از عالی به عالیتر دگرگون شود و این حالت انقلابی و از درونْ تحول و انقلاب دائمی پیدا کردن یک اصل مورد تأیید اسلام است.
پاسخ: همان تکامل را به صورت انقلاب ذکر کردهاند که من قبول دارم. انقلاب به معنای از یک درجه دانی به درجه عالی رفتن که اسمش مبارزه نیست. بحث سر مبارزه بود. اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی که عرض کردم این بود که اسلام انقلابی را افرادی به این شکل مطرح میکنند که اسلام یک هدف بیشتر ندارد و آن مبارزه است و مقصودشان از «مبارزه» مبارزه یک گروه با گروه دیگر است. میخواستم عرض کنم که خیر، در اسلام مبارزه گروهی با گروه دیگر، مبارزه با گروه ستمگر وجود دارد ولی این معنایش این نیست که اسلام چیزی جز مبارزه گروهی با گروهی نیست. من این را انکار کردم و الّا آن تعبیری که شما از انقلاب کردید (از
[١]. بقره/ ٢٥٦.