مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦ - پرسش و پاسخ
بر ضد خدا، بر ضد اسلام، بر ضد پیغمبر حرف میزنند ولی در حرف زدن خودشان صداقت دارند یعنی این گونه فکر میکنند. این است که راه مبارزه با او ارشاد و هدایت و منطق صحیح عرضه کردن است. ولی در دسته دومْ مسئله این نیست، مسئله اغفال و دروغ است. من مثال به خود حکومت میزنم. فرض کنید کسی میآید یک کتاب درباره آقای مهندس بازرگان به عنوان رئیس حکومت مینویسد و دهها دروغ واضح و بین به او نسبت میدهد. آیا شما میگویید آزادی ایجاب میکند که ما اجازه بدهیم این دروغها در میان مردم پخش شود؟ این خیانت به مردمِ دیگر است. یک وقت کسی به کار مهندس بازرگان ایراد میگیرد که من به فلان کاری که کردی انتقاد دارم، به فلان روش تو ایراد دارم و دلیل من این است. او باید حرف خودش را بگوید. ولی کسی میآید دروغ میبندد که من خبر دارم دیشب ساعت ٢ بعد از نیمه شب مهندس بازرگان با فلان سفیر در فلان نقطه ملاقات کرد و با هم قول و قرار گذاشتند. اینها را میگوید برای این که میخواهد آشوب در مردم ایجاد کند. حال آیا چون کشور ما آزاد است بگذاریم او حرفهای خودش را در میان مردم پخش کند که اگر ما جلو دروغ و اغفال را بگیریم سانسور کردهایم؟ دروغ و خیانت را باید سانسور کرد. به نام آزادی فکر و عقیده نباید آزادی دروغ در میان مردم رایج شود. آیا منطقی است که دروغ و جعل و افترا در میان مردم رایج باشد؟
سؤال: آیا آرمانخواهی انسان که همیشه از وضع موجود به طرف وضع بهتر حرکت میکند لزوم مبارزه در همه حال را نمیرساند زیرا در وضع خوب همیشه وضع بهتر از آن را هم میتوان تصور کرد.
پاسخ: بسیار حرف خوبی است و نظر ما را خوب تأیید میکند. مسئله تکامل و مسئله آرمانخواهی است و این که عامل و راننده و سوق دهنده انسان به سوی کمال چیست. نظریه ما همین است. ما هم معتقد هستیم به این که انسان به صورت لایتناهی آفریده شده یعنی در انسان آرمان لایتناهی هست یعنی هر وضعی که داشته باشد باز برتر و بالاترش را میخواهد، بر اساس اصلی که در قرآن هم هست و ریشه علمی و فلسفی دقیقی هم دارد و آن این است که انسان تنها با رسیدن به خدا و کمال مطلق الهی است که دیگر حالت بیزاری در او به وجود نمیآید و میل به این