بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٢٨ -           قوم لوط
«اللهم انك تَعلم لم يكن الذي كان منّا مُنافَسَةً في سُلطان ولا التماسَ شيء من فُضولِ الحُطام ، ولكن لِنَرِدَ المَعالِمَ من دينِك ونُظهِرَ الإصلاحَ في بِلادك فيَأْمَنَ المظلومونَ مِن عبادِك و تُقامَ المُعطَّلةُ من حُدودِك»[١] بار الها! تو خود مى دانى كه حكومت را نه به خاطر قدرت طلبى پذيرفتم و نه به خاطر ثروت اندوزى، بلكه به اين خاطر پذيرفتم كه نشانه هاى فراموش شده ى دين تو را باز گردانم و بلاد تو را «اصلاح» كنم تا بندگان مظلوم تو امنيت يابند و قوانين تعطيل شده ى دين تو اجرا شود .»
به راستى امام على(عليه السلام) اصلاح طلب واقعى است. اصلاح طلبى علوى بازگشت به دين، اجراى قوانين الهى، فراگير كردن معارف آسمانى، اجراى عدالت و برقرارى امنيت براى مؤمنان است .
جالب اين جا است كه بيعت شكنان، با شعار «اصلاح طلبى» در برابر امام على(عليه السلام)صف آرايى كردند. شعار طلحه و زبير، اصلاح طلبى بود ! امام على(عليه السلام) به منظور روشن ساختن فريب و نيرنگ آنان، ادعاى آنان را به اطلاع مردم رساند و از آنان خواست كه براى جلوگيرى از فساد آفرينى آنان دست به قيام اصلاح طلبانه بزنند.[٢]
يكى ديگر از فسادهاى جامعه ى اسلامى، حكومت معاويه بود كه حضرت على (عليه السلام) پس از ثمر بخش نبودن تمهيدات سياسى، براى «اصلاح» آن به اقدام مسلحانه دست زد. اين اقدام اصلاحى با نيرنگ معاويه و نادانى خوارج ناكام ماند.
[١]ـ نهج البلاغة، (گردآورى: السيد الشريف الرضى)، طبق نسخه ى فيض الاسلام، نشر امام على(عليه السلام)، قم، خطبه ١٣١ .
[٢]ـ ر. ك : الطبرى، محمد بن جرير، تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ص ٤٤٥ و ٤٤٦ و ابن أثير الجزرى ، محمدبن على ، الكامل في التاريخ، ج ٢ ، ص ٣١١ .