بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٧ - مقدمه
مقدمه
گروهى از متفكران با مطالعه ى روند حركت بشر بر اين باورند كه آينده اى تاريك و بحرانى در انتظار بشر است و سرنوشت او در هاله اى از ابهام مستور است . در چنين فضايى نظريه هاى نجات شكل گرفته و مى گيرند. از ديدگاه قرآن كريم «اصلاح طلبى» راه نجات بشر و رمز جاودانگى جامعه است : ? وما كان ربُّك لِيُهلك القُرى بظلم وأهلها مصلحون ?.[١]
اما واقعيت اين است كه اصلاح طلبى، مدعيان دروغين نيز داشته است و اتفاقاً جذابيّت ادعاها و شعارهاى اينان بيش از مصلحان واقعى است; فريب و نيرنگ در كار اينان يك اصل است. قرآن كريم اين قبيل افراد و گروه ها را با نام منافق مى شناسد كه ادعاى اصلاح طلبى دارند ولى عمل كردى جز تخريب و افساد ندارند : ? و إذا قيل لهم لا تُفسدوا في الأرض قالوا انّما نحنُ مصلحون ^ ألا إنَّهم هم المفسدون ولكن لا يشعرون ?[٢] جالب اين است كه منافقان، زبانى فريبنده و شگفت آور دارند. به همين جهت خداى متعال فرموده است كه فريب
[١]ـ هود: ١١/١١٧; يعنى: و چنين نبود كه پروردگارت آبادى ها را به ظلم و ستم نابود كند در حالى كه اهلش در صدد اصلاح بوده باشند.
[٢]ـ البقرة: ٢ / ١١ و ١٢; يعنى: و هنگامى كه به آنان گفته شود فساد نكنيد مى گويند ما فقط اصلاح كننده ايم. بدانيد همان ها مفسدند ولى در نمى يابند.