بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٨٩ - محور سوم اصلاح نظام معرفتى بشر
و مشروع است ، اما همين معصوم ، در زمان غيبت فهم فقيهان و اجتهاد آنان را براى مكلفين «منجِّز» قرار داده است يعنى نظر فقيه ـ هر چه باشد ـ براى مردم «تكليف آور» است ، همان گونه كه نظر معصوم (عليه السلام) تكليف آور است . از آن جا كه احتمال عدم انطباق وجود دارد ، همين معصوم ، فقيه و مكلَّف را «معذور» مى داند ، يعنى در صورت اشتباه غير عمد ، نه گناهى بر فقيه است و نه بر مردم .
به بيان ديگر ، در اين جا نيز سخن از مشروعيت است : مشروعيت اجتهاد فقيهان و مشروعيت تقليد مكلفين در زمان غيبت . در اين باب ، نه مشروعيت اجتهاد فقيهان به انطباق كامل آن با برداشت معصوم (عليه السلام)است و نه مشروعيت تقليد مكلفين به پيروى از نظرهايى است كه منطبق بر فهم معصوم باشد ، بلكه خود معصوم (عليه السلام)مشروعيت اجتهاد را به اجتهاد روش مند و عادلانه در متون دينى و مشروعيت تقليد را در پيروى از چنين اجتهادى مى داند . لذا احتمال خطاى غير عمد ، بخشيده شده است .
تعدد برداشت ها و احتمال عدم انطباق، هر چند در زمان غيبت مورد مسامحه قرار مى گيرد، اما خود دليل روشنى بر ضرورت وجود امام معصوم و حضور اوست . در زمان حضور ، تعدد برداشت از دين به «وحدت برداشت» منجر مى شود و اين چنين گام ديگرى در مسير توحيد برداشته مى شود. آن چه كه در روايت ها درباره ى پندار برخى هنگام ظهورمبنىبرآوردن دين جديدتوسط حضرت مهدى(عج)آمده است ،درهمين راستا قرار دارد. دين حضرت مهدى(عج) دينى غير از دين خاتم نيست. آنچه تغيير مى كند ، برداشت ها و قرائت هاى مختلفى است كه در عصر غيبت از دين به وجود آمده است. برداشت ها و قرائت هاى مختلف از دين ، مشمول «اصلاحات مهدوى» مىشود و به «وحدت قرائت» و «قرائت توحيدى» منجر مى شود. لذا مردم گمان مى كنند كه دين جديدى آورده شده است .