بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٢٦٠ - ٥ ـ ١ـ غيبت امام مهدى(عج)
اعتبار فقيهان دربين اماميه چنان استوار بنيانگذارى شدكه شمار قابل ملاحظه اى از فقيهان بعدى، هم چون محقق حلى[٤] قائل به اختيارات كامل براى نيابت امام غايب گرديدند. وى به عنوان فقيه به خويش حق داد كه به سهم امام از خمس رسيدگى كند، درحالى كه فقيهان پيشين همانند [شيخ] مفيد، تنها بخشى از خمس (سهم سادات) را صرف يتيمان، بينوايان و مسافران بى چيز [ابن السبيل ]از ذريه ى پيامبر مى كردند. [محقق]حلى استدلال مىكند كه اگر [پرداخت ]نيمه ى اول خمس (سهم امام) واجب است پس بايد حتى در دوره ى غيبت امام هم توزيع گردد. زيرا آن چه را كه خدا واجب گردانيده است را نمىتوان به خاطر غيبت امام تعطيل كرد. وى در ادامه، قاطعانه اظهار مىكند همان كس كه مسؤول توزيع سهم امام بر حسب نيازهاى ذريه ى پيامبر است (فقيهان عادل اماميه) بايد نيابت امام در امور فقهى را نيز بر عهده گيرد.
گسترش ولايت فقيهان اماميه به عنوان استمرار غيبت امام، عاملى مثبت و نقش آفرين در وحدت جامعه ى شيعه شد. بعد از وفات هر امام، گاهى شيعه به فرقه هاى گوناگونى تقسيم مى گرديد. به هنگام ارتحال امام يازدهم[٥] اين روند به اوج خود رسيد، در آن هنگام شيعيان به چهارده گروه تقسيم شدند. اما پس از غيبت امام دوازدهم، فقيهان در راستاى تلاش هاى خود جهت بنيان گذارى مرجعيّت دينى ـ سياسى متحد گشتند. نيروى وحدت بخش، اعتقاد به امامت امام غايب بود. در نتيجه، با گسترش نقش فقيهان مذهب شيعه از انقسام به دسته هاى افزون تر در امان ماند. از اين رو شيعيان به شمار افزايش يافتند. رحلت يك فقيه كه به امامت امام غايب باور داشت منجر به دسته بندى بين پيروان آن فقيه نمى گرديد و شيعيان پذيراى مرجعيت فقيه ديگرى مى شدند.از اين رو تمام چهارده گروهى كه در بين پيروان [امام] عسكرى پديد آمده بود، حدود سال ٣٧٣ هـ . ق .[٦] همگى جز يك گروه (كه از امامت امام دوازدهم كه در دوران غيبت كبرى به سر مى برد حمايت مى كرد) ناپديد گشتند.[٧]
[١]ـ متوفاى سال ٣٦٠ هـ . ق . ٩٧٠ م .
[٢]ـ متوفاى سال ٣٨١ هـ . ق . ٩٩١ م .
[٣]ـ متوفاى سال ٤١٣ هـ . ق . ١٠٢٢ م .
[٤]ـ متوفاى سال ٦٧٦ هـ . ق . ١٢٧٧ م .
[٥]ـ سال ٢٦٠ هـ . ق . ٨٧٤ م .
[٦]ـ ٩٨٣ م .
[٧]ـ م . حسين، جاسم، تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، ص ص ١٤٨ ـ ١٥٢ .