بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٨٤ -           ج) عدالت نگرى اسلام
از صاحب نظران و انديشمندان همين جامعه ى غربى، علل ناتوانى غرب در تدبير جوامع بشرى و تأمين سعادت و كمال آنها راناتوانى بشر در شناخت صحيح وكامل انسان ها و وضع قوانين متناسب با طبيعت و سرشت انسان اعلام كرده اند.
اگر انسان ها در كل جوامع بشرى به جايى مراجعه كنند كه از آدمى و سرشت او شناخت درستى داشته باشند براى اداره ى زندگى خود با مشكل مواجه نخواهند بود. اما خوى خودخواهى و خودبرتربينى انسان مانع از آن مى شود تا بسوى كسى مراجعه كند كه از همه جهت آدمى را مى شناسد. اسلام معتقد است خالق انسان از مخلوق خود آگاهى كامل دارد و از همه ى هوى ها و هوس هاى او آگاه است و اوست كه مى تواند بهترين نسخه را براى اداره ى بهتر زندگى بشر صادر كند:
?وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الاِنْسانَ وَ نَعْلَم ما تُوَسْوِسُ بِهَ نَفْسهْ وَ نَحْنُ اَقْرَبُ اِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ?[١]; و ما انسان را خلق كرديم و از وسوسه هاى نفس او كاملا آگاهيم و ما از رگ گردنش به او نزديك تريم.
«ما از رگ گردنش به او نزديكتريم»، منظور آن است كه ما از همه كس و همه چيز به او نزديك تر هستيم، او را بهتر از هركس ديگرىمى شناسيم،وآرزو و نيازهاى او را مىدانيم و مى توانيم بهترين قانون را براى تنظيم زندگيش عرضه كنيم.
ج) عدالت نگرى اسلام
با نگرشى به مباحث گذشته، ترديدى باقى نمى ماند كه تنها راه رستگارى و سعادت بشر و تنها راه دست يابى به صلح و امنيت عادلانه، حاكميت قانون واحد الهى است. چون در قانون الهى همه ى انسان ها به يك چشم نگريسته مى شوند، همه ى ملت ها و قبيله ها داراى حقوق مساوى هستند و به اندازه ى هم از مواهب زندگى
[١]ـ ق: ٥٠/١٦ .