بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٩٧ - رنج، درمان و رستگارى در نظر بودا
بودا:«تنها عطش يا تمناست كه باعث هستى مكررمىشود. تمنا آرزوى بدل شدن به چيزى سواى آن استكه تجربه حاضر به دست مى دهد. عطش بودن وضع خاصى دارد. چيزى به آن غذا مىدهد. بدون پشتيبان چندان نمى پايد و آن غذا چيست؟ آن غذا غفلت است».[١]
همانگونه كه درهمه جاى درياى بزرگ،تنها يك«طعم نمك» احساس مىشود، از اين آيين نيز يك امر بيشتر احساس نمىشود و آن«مسأله ى نجات» است.آنكه فهميد هرچه هست درد است و به معرفت خويش جهان را چنين ديد، درد را پشت سرمىگذارد. اين راه نجات است.[٢]
درمان چيست و چگونه مى توان از درد به مرتبه ى نجات رسيد؟
از آنجا كه همه ى راههاى رنج از طلب مى گذرد، تنها راه رهايى ترك همه ى راه هايى است كه طلب، ميل و لذت بر آن ها استوار مى گردد تا روح از همه ى دغدغه هاى به اين و آن، به اين جا و آن جا رها شود و هر منى بتواند جزيره اى آرام، بزرگ، ابدى و بى نياز در خويشتن شود.
بودا: «ناله شايسته نيست. نااميدى بد است. بايد انسان از آنچه دوست دارد و از آنچه كه او را مفتون مى سازد و از آنچه كه بايد از آن جدا گردد، خويشتن را بى بهره گرداند و دلبستگى نداشته باشد».[٣]
«اى طالبان راه! زورق را تهى كنيد كه چون تهى شد سبك رود».[٤]
[١]ـ كريدرز، مايكل، بودا، (ترجمه ى على محمد حق شناس)، طرح نو، تهران، ١٣٧٢ ش، ص ١١١ .
[٢]ـ راه حق، سوره راه . (ترجمه ى رضا علوى)، ص ١١٢ .
[٣]ـ شاله، فليسين، تاريخ مختصر اديان بزرگ، (ترجمه ى منوچهر خدايار محبى)، دانشگاه تهران، تهران، ١٣٤٦ ش، ص ١١٨ .
[٤]ـ راه حق، سوره راه، (ترجمه ى رضا علوى)، ص ١١٢ .