بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٢٥٩ - ٥ ـ ١ـ غيبت امام مهدى(عج)
حديث سوم: طبرسى، در ارتباط با نقش فقيهان، حديث ديگرى به نقل از امام دهم[(عليه السلام)] روايت مى كند:
«بعد از غيبت قائم شما، گروهى از علما مردم را به باور داشت امامتش فرا مى خوانند و با استدلال هاى الهى از دينش دفاع مى كنند تا بتوانند مؤمنين فرهيخته را از فريب شيطان و پيراوانش يا ناصبيان نجات بخشند. اگر هيچ يك از علما باقى نماند، آن گاه همه از (صراط) دين خدا گمراه مى شوند. به هر حال، همان گونه كه ناخدا سكّان كشتى را نگاهبان است، على (عليه السلام) نيز قلوب شيعيان ضعيف انديشه را، با صلابت پاسدارى مى كند تا ايشان را از گمراهى حفظ نمايد. آن دسته از علما در نظر خداى تعالى بلند مرتبه ترين هستند».
بنابه احاديث فوق الذكر، واضح است كه فقيهان پيش از آن كه بتوانند شؤون مرتبط با امام را حائز شوند بايد واجد دو ويژگى باشند: «خُبرگى در فقه»; «عدالت».
سپس بدون لحاظ هيچ نقشى براى نسب ـ اين كه عالمان از ذريّه ى امام حسين(عليه السلام)باشند يا خير ـ آنان را نوّاب [عام] مى نامند. سزاوار ذكر است كه جانشينان چهارگانه [نواب اربعه ى] امام دوازدهم نيز از ذريّه ى [امام] على(عليه السلام)نبودند. شايد اين حاكى از خواست امام باشد مبنى بر اين كه شيعيان را بر انگيزد تا در دوران غيبت كبرى، ولايت فقيهان عالم و عادل را هرچند از غير صلب على(عليه السلام)پذيرا گردند.
در اولين دوران غيبت كبرى بيشتر فقيهان از ذريه ى [امام] على(عليه السلام) نبودند. فقيهانى چون نعمانى(١) [شيخ] صدوق(٢) و [شيخ] مفيد(٣) نيز از آن جمله بودند.