بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٢٤ -           قوم لوط
?فَقَالَ ياقَوْمِ اعْبُدُوا اللهَ وَ ارْجُوا الْيَوْمَ الاَْخِرَ وَ لاَ تَعْثَوْاْ فِى الاَْرْضِ مُفْسِدِينَ ?[١]; شعيب به قوم خود گفت : اى قوم من ، خدا را بپرستيد و به آخرت اميدوار باشيد و در زمين «فساد» نكنيد.
الگوهاى غير الهى، براى اقتصاد، بازار و تجارت، ره آوردى جز فساد نخواهد داشت. چنين الگوهايى هر چند ظاهرى فريبنده داشته باشد، اما نمى توان نام «اصلاح» بر آن گذاشت. «اصلاحات اقتصادى» آن است كه با فرهنگ الهى و دين همراه باشد. به همين جهت، حضرت شعيب (عليه السلام) هم با شعار «اصلاح طلبى» قيام كرد و در برابر مخالفتهاى قوم خود گفت:
?إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الاِْصْلَـحَ مَا اسْتَطَعْتُ ?[٢]; من قصدى جز اين ندارم كه در حدّ توانم; دست به «اصلاح» بزنم.
اين، شعار همه ى انبيا و اوليا است كه در راه آن تا پاى جان ايستاده اند. شهدا از آغاز آفرينش تا فرجام آن، همگى جان خود را در راه «اصلاحات» فدا كرده و مى كنند. «اصلاحات» آن قدر اهميت دارد كه مى ارزد انسان هاى برگزيده ى خدا - نه انسان هاى معمولى - راحتى و آسايش، و حتى جان و هستى خويش را در راه آن فدا كنند.
ذوالقرنين
«يأجوج» و «مأجوج» از دشمنان خون خوار و سرسخت يكى از اقوام عقب مانده بودند كه در منطقه اى كوهستانى زندگى مى كردند. «ذوالقرنين» در يكى از مسافرت هاى خود به اين قوم برخورد كرد، آنان با ديدن ذوالقرنين به وى پناه آوردند و گفتند:
?قَالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِى الاَْرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ
[١]ـ العنكبوت : ٢٩ / ٣٦ .
[٢]ـ هود: ١١ / ٨٨ .